1. مقدمه: ادامه حماسه در قلب رم
«ما در تاریکی قدم برمیداریم تا به روشنایی فردا امید بیشتری ببخشیم.»
— نیکولو ماکیاولی
Assassin's Creed Brotherhood که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد، ادامهی مستقیم داستان اتزیو آئودیتوره و یکی از محبوبترین و تأثیرگذارترین بازیهای این مجموعه محسوب میشود. این بازی با معرفی سیستم برادری (Brotherhood) و امکان استخدام و مدیریت اساسینها، تجربهای جدید و عمیقتر از مبارزه با تمپلارها را به بازیکنان ارائه داد.
داستان بازی در دو بازه زمانی موازی روایت میشود: سال ۲۰۱۲ که در آن دزموند مایلز و دوستانش از دست تمپلارها فرار کردهاند، و سالهای ۱۴۹۹ تا ۱۵۰۷ که در آن اتزیو آئودیتوره، پس از رویارویی با تمدن پیشین در واتیکان، به رم میرود تا با خاندان بورجیا مقابله کند.
۲. شخصیتهای اصلی
شخصیت | نقش | توضیحات |
|---|---|---|
دزموند مایلز | قهرمان زمان حال | نواده اتزیو که به دنبال سیب عدن برای جلوگیری از فاجعه ۲۰۱۲ است |
اتزیو آئودیتوره | قهرمان تاریخی | رهبر اساسینها در ایتالیا که به رم میرود تا با بورجیاها مقابله کند |
ماریو آئودیتوره | عموی اتزیو | رهبر اساسینها در مونتریجیونی که توسط سزار بورجیا کشته میشود |
سزار بورجیا | آنتاگونیست اصلی | پسر رودریگو بورجیا، رهبر نظامی تمپلارها |
رودریگو بورجیا | آنتاگونیست ثانویه | پاپ الکساندر ششم، پدر سزار و رهبر پیشین تمپلارها |
نیکولو ماکیاولی | متحد اتزیو | فیلسوف و عضو اساسینها که به اتزیو در اداره برادری کمک میکند |
لئوناردو دا وینچی | دوست و مخترع | به اتزیو در ساخت ابزارها کمک میکند |
کلودیا آئودیتوره | خواهر اتزیو | به عنوان یک اساسین آموزش میبیند و به برادری میپیوندد |
لوسی استیلمن | متحد دزموند | دستیار سابق Abstergo که به دزموند در فرار کمک کرده |
جونو | تمدن پیشین | موجودیتی مرموز که دزموند را کنترل کرده و لوسی را میکشد |
۳. بخش اول: فرار از واتیکان و بازگشت به مونتریجیونی
پس از رویدادهای بازی قبلی، دزموند مایلز به همراه لوسی استیلمن، ربکا کرین و شان هیستینگز از دست تمپلارها فرار میکنند و در ویرانههای ویلا آئودیتوره در مونتریجیونی پایگاه جدیدی ایجاد میکنند. پس از بازگرداندن برق در تونلهای زیر ویلا، دزموند از Animus 2.0 برای ادامه خاطرات اتزیو استفاده میکند.
داستان اتزیو در دسامبر ۱۴۹۹ ادامه مییابد. او از طاق مخفی (Vault) در واتیکان خارج میشود و به همراه عمویش ماریو از رم فرار میکند. اتزیو به مونتریجیونی بازمیگردد و به دیگر اساسینها توضیح میدهد که در داخل طاق چه دیده است و با این چشمانداز که انتقام شخصی او تمام شده است، تسلی مییابد.
با این حال، نیکولو ماکیاولی تصمیم اتزیو برای زنده ماندن رودریگو بورجیا را به چالش میکشد و معتقد است که این اشتباه بزرگی بوده است.
۴. بخش دوم: حمله سزار بورجیا و سقوط مونتریجیونی
روز بعد، مونتریجیونی توسط ارتش پاپ محاصره میشود، که توسط سزار بورجیا، پسر رودریگو، فرماندهی میشود. سزار، برخلاف پدرش که بیشتر سیاستمدار بود، یک رهبر نظامی بیرحم و جاهطلب است.
لحظه تراژیک: سزار ماریو را میکشد و سیب عدن را برای تمپلارها تصاحب میکند. اتزیو که به شدت مجروح شده، موفق به فرار میشود و به رم، مرکز قدرت تمپلارها در ایتالیا، سفر میکند تا به دنبال انتقام از خاندان بورجیا باشد.
در رم، اتزیو متوجه میشود که دستور اساسین بخش زیادی از نیروی انسانی و قدرت خود را از دست داده است. او مصمم به بازسازی انجمن است و ماکیاولی را متقاعد میکند که میتواند آن را رهبری کند.
۵. بخش سوم: تولد برادری در رم
اتزیو در رم، با کمک متحدان قدیمی مانند پائولا و لا وولپه، شروع به استخدام افراد جدید برای برادری (Brotherhood) میکند. او از مردم رم که زیر یوغ ظلم بورجیاها رنج میبرند، اساسینهای جدیدی تربیت میکند.
نجات مردم رم
اتزیو با آزادسازی مناطق مختلف شهر از کنترل بورجیاها، اعتماد مردم را جلب میکند و اساسینهای جدیدی را به خدمت میگیرد. او به ماکیاولی نشان میدهد که برای مبارزه با بورجیاها، نه فقط به جنگجویان ماهر، بلکه به حمایت مردم نیاز دارد.
دیالوگ کلیدی: ماکیاولی به اتزیو میگوید: «شما به من یاد دادید که برای مبارزه با بورجیاها، به یک برادری نیاز داریم، نه فقط یک گروه از قاتلان.»
۶. بخش چهارم: سه سال مبارزه — فلج کردن قدرت بورجیا
در سه سال بعد (۱۵۰۰ تا ۱۵۰۳)، اتزیو قدرت بورجیا را در پایتخت فلج میکند، منابع سزار را خراب میکند و افراد کلیدی نزدیک به او را ترور میکند، در حالی که به آرامی رم را به شکوه سابق خود بازمیگرداند.
اهداف کلیدی ترور شده توسط اتزیو:
هدف | نقش | توضیحات |
|---|---|---|
خوان بورجیا | فرمانده نظامی | برادر سزار که توسط اتزیو کشته میشود |
لوکرتزیا بورجیا | خواهر سزار | اطلاعات کلیدی را فاش میکند |
اولیوروتو دافرما | متحد سزار | توسط اتزیو ترور میشود |
اسقف اعظم رم | حامی بورجیاها | توسط اتزیو از بین میرود |
بازگشت اساسینها به قدرت کامل
پس از بازگشت اساسینها به قدرت کامل، به اتزیو رتبه «Il Mentore» (رهبر) داده میشود و او رهبر واقعی اساسینها در ایتالیا میشود. در این مدت، خواهر اتزیو، کلودیا، نیز به عنوان یک اساسین شناخته میشود.
۷. بخش پنجم: مرگ رودریگو بورجیا
پس از اطلاع از اقدامات اتزیو، سزار با پدرش رودریگو روبرو میشود تا پول بیشتری و سیب عدن را بخواهد. رودریگو، که از شهوت سزار برای قدرت میترسد، با احتیاط از تحریک اساسینها امتناع میکند و سعی میکند پسرش را با یک سیب مسموم بکشد.
لحظه شوکآور: سزار که فقط یک لقمه از سیب خورده بود، آن را بیرون میریزد و بقیه سیب را به دهان پدرش میاندازد و رودریگو را میکشد. او با این کار، آخرین مانع بر سر راه قدرت مطلق خود را از میان برمیدارد.
۸. بخش ششم: بازپسگیری سیب عدن
پس از اطلاع از محل سیب عدن، اتزیو آن را از داخل کلیسای سنت پیتر در واتیکان بازیابی میکند. او از سیب برای غلبه بر نیروهای سزار و عقبنشینی از حمایت حامیانش استفاده میکند.
سزار که بدون حمایت پدر و منابع مالی رها شده است، بهسرعت قدرت خود را از دست میدهد.
۹. بخش هفتم: دستگیری سزار بورجیا
سزار توسط ارتش پاپ ژولیوس دوم پس از مقابله اتزیو و اساسینها با او و کشتن پیروان باقیماندهاش، دستگیر میشود. این شکست، پایان قدرت نظامی بورجیاها در ایتالیا را رقم میزند.
با این حال، سزار از زندان فرار میکند و اتزیو مجبور میشود بار دیگر به دنبال او برود.
۱۰. بخش هشتم: نبرد نهایی در ویانا و مرگ سزار
چند سال بعد، اتزیو یک بار دیگر از سیب برای ردیابی سزار استفاده میکند و متوجه میشود که از زندان فرار کرده است. پس از پنهان کردن سیب در اولین معبد تمدن ساختهشده در زیر کولوسئوم روم، اتزیو ایتالیا را به دنبال سزار ترک میکند.
محاصره ویانا
در سال ۱۵۰۷، سزار با حمایت سرپرست جدیدش، جان سوم ناوارا، شهر ویانا را در اسپانیا محاصره میکند. اتزیو به قلعهای که در حال فروپاشی است نفوذ میکند و با سزار روبرو میشود.
لحظه نهایی: سزار با غرور ادعا میکند که نمیتواند توسط دست یک انسان فانی کشته شود. اتزیو در پاسخ میگوید: «پس تو را در دستان سرنوشت رها میکنم.» او سزار را از بالای قلعه به پایین پرتاب میکند و سزار به مرگ خود میرسد. این پایان خاندان بورجیا است.
۱۱. بخش نهم: بازگشت به زمان حال — خیانت جونو
با استفاده از مختصات خاطرات اتزیو، دزموند، لوسی، شان و ربکا به معبدی سفر میکنند که اتزیو سیب را در آن پنهان کرده است. هدف آنها استفاده از سیب برای پیدا کردن معابد دیگر و نگه داشتن قطعات عدن از دسترس تمپلارها است.
ورود به معبد و رویارویی با جونو
وقتی دزموند وارد معبد میشود، با ظاهر هولوگرافی زنی به نام جونو، مشابه مینروا، مواجه میشود. جونو در مورد کمبود دانش بشریت اظهار نظر میکند و آن را «بیگناه و جاهل» مینامد، قبل از اینکه ناگهان عصبانی شود و فریاد بزند: «ما باید شما را همانطور که بودید ترک میکردیم!»
کنترل ذهن دزموند و مرگ لوسی
وقتی دزموند به سیب نزدیک میشود و به آن دست میزند، زمان در اطرافش یخ میزند. جونو میگوید که دزموند از نژاد او است و دشمن آنها است. او همچنین میگوید زنی وجود دارد که او را از طریق «دروازه» همراهی میکند، اما نباید اجازه داشته باشد.
لحظه تراژیک: جونو کنترل بدن دزموند را به دست میگیرد و مجبورش میکند که لوسی را با چاقو بزند. لوسی میمیرد و دزموند به کما میرود.
در حالی که تیتراژ پخش میشود، دو مرد درباره اینکه آیا دزموند را به Animus برگردانند، بحث میکنند.
۱۲. بخش دهم: دیالسی The Da Vinci Disappearance
ناپدید شدن لئوناردو
در سال ۱۵۰۶، در حین تعقیب سزار بورجیا، اتزیو از دوستش لئوناردو دا وینچی در کارگاهش در رم بازدید میکند تا از او در تأمین یک کشتی برای بردن او به اسپانیا کمک بگیرد. لئوناردو پیشنهاد میکند که اتزیو را برای ملاقات دوستانه با کاپیتان کشتی ببرد، اما قبل از آن، از اتزیو میخواهد که شاگردش، سالای، را پیدا کند.
رمزگشایی نقاشیها
وقتی این دو به کارگاه بازمیگردند، آن را خالی مییابند و نتیجه میگیرند که لئوناردو توسط هرمتیستها (اعضای فرقه هرمس) ربوده شده است. سالای در حال نوشتن روی زمین است که نشان میدهد آنها باید پنج نقاشی لئوناردو را که زمانی متعلق به اتزیو در مونتریجیونی بود اما اکنون گم شده است، پیدا کنند.
کشف معبد جدید
پس از بازیابی تمام نقاشیها، اتزیو نمودارهای کوچکی را در هر یک از آنها پنهان میکند که وقتی با هم ترکیب میشوند، مکان معبد را نشان میدهند. اتزیو به آنجا میرود و هرمتیستهایی را که لئوناردو را گروگان گرفته بودند، میکشد.
این دو معبد را بررسی میکنند و یک گاوصندوق دیگر را که توسط تمدنی پیشین ساخته شده است، کشف میکنند که فقط یک پایه دارد. وقتی اتزیو دستش را روی پایه قرار میدهد، مختصاتی ظاهر میشود که رمزگشایی از آن در بازیهای بعدی اهمیت پیدا میکند.
پیام مختصات: اعداد ۴۳°۳۹′۱۹″ شمالی و ۷۵°۲۷′۴۲″ غربی — که اشاره به مکانی در ایالت نیویورک دارد.
اتزیو اظهار میکند که این اعداد برای آنها در نظر گرفته نشده است.
۱۳. تحلیل مفاهیم عمیق داستان
تولد یک رهبر: از انتقام تا مسئولیت
در Assassin's Creed Brotherhood، اتزیو از یک جوان انتقامجو به یک رهبر واقعی تبدیل میشود. او دیگر فقط به فکر نابودی دشمنانش نیست، بلکه به فکر ساختن یک سازمان قدرتمند و پایدار است که بتواند پس از او نیز به مبارزه ادامه دهد.
برادری و قدرت جمعی
یکی از مهمترین پیامهای بازی، اهمیت برادری و اتحاد است. اتزیو به تنهایی نمیتواند با بورجیاها مبارزه کند، اما با استخدام و تربیت اساسینهای جدید، به قدرتی دست مییابد که میتواند کل شهر رم را آزاد کند.
تقابل سزار و رودریگو: نسلهای مختلف شر
سزار بورجیا برخلاف پدرش رودریگو، که بیشتر یک سیاستمدار و حیلهگر بود، یک رهبر نظامی بیرحم است. رودریگو به دنبال کنترل پنهان و نفوذ بود، در حالی که سزار به دنبال قدرت آشکار و نظامی است. این تفاوت، نشاندهنده تکامل تمپلارها و روشهای آنها است.
پیشگویی و سرنوشت در Assassin's Creed
تمدن پیشین (جونو) در این بازی نقش مهمی ایفا میکند و نشان میدهد که سرنوشت دزموند و بشریت از پیش تعیین شده است. کنترل جونو بر دزموند و مرگ لوسی، نقطهعطفی در داستان مدرن مجموعه است.
۱۴. سوالات متداول
۱. آیا Assassin's Creed Brotherhood دنباله مستقیم AC II است؟
بله، این بازی ادامهی مستقیم داستان اتزیو و دزموند است و از چند دقیقه پس از پایان AC II آغاز میشود.
۲. چرا اتزیو سزار را در نهایت میکشد اما رودریگو را زنده گذاشت؟
اتزیو در پایان AC II به بلوغ رسیده و فهمیده که کشتن دشمنان، گذشته را بازنمیگرداند. اما سزار یک تهدید مستقیم و فعال بود و عموی اتزیو را به قتل رسانده بود، بنابراین اتزیو تصمیم به نابودی او گرفت.
۳. آیا دزموند در پایان بازی میمیرد؟
خیر، دزموند به کما میرود اما نمیمیرد. سرنوشت او در بازیهای بعدی مشخص میشود.
۴. چرا جونو لوسی را کشت؟
جونو معتقد بود که لوسی یک تهدید برای برنامههای اوست. او میگوید که زنی وجود دارد که دزموند را از طریق «دروازه» همراهی میکند، اما نباید اجازه داده شود.
۵. نقش مختصات دیالسی The Da Vinci Disappearance در داستان چیست؟
مختصات (۴۳°۳۹′۱۹″ شمالی و ۷۵°۲۷′۴۲″ غربی) به معبدی در ایالت نیویورک اشاره دارد که در بازی Assassin's Creed III اهمیت پیدا میکند.
۶. آیا سزار بورجیا یک شخصیت تاریخی واقعی است؟
بله، سزار بورجیا یک شخصیت تاریخی واقعی است که در اواخر قرن ۱۵ و اوایل قرن ۱۶ زندگی میکرد. او پسر پاپ الکساندر ششم (رودریگو بورجیا) و یک رهبر نظامی مشهور بود.
۷. آیا بازی چند پایان دارد؟
خیر، بازی یک پایان خطی دارد که با مرگ سزار و ورود دزموند به معبد به پایان میرسد.
۱۵. جمعبندی
Assassin's Creed Brotherhood یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین بازیهای مجموعه Assassin's Creed محسوب میشود. این بازی با معرفی سیستم برادری، داستان اتزیو را به سطحی جدید برد و نشان داد که یک قهرمان واقعی، کسی است که نه تنها میجنگد، بلکه میتواند دیگران را نیز برای جنگیدن تربیت کند.
داستان اتزیو در این بازی، از یک بازمانده تنها و انتقامجو به رهبری خردمند تبدیل میشود که میداند برای پیروزی، به برادری و اتحاد نیاز دارد. او با نابودی خاندان بورجیا، نه تنها انتقام عموی خود را میگیرد، بلکه رم را از ظلم آزاد میکند.
پیام نهایی: «ما در تاریکی قدم برمیداریم تا به روشنایی فردا امید بیشتری ببخشیم.» این شعاری است که اتزیو در این بازی به معنای واقعی آن جامه عمل میپوشاند. او با ساختن برادری، امیدی تازه به مردم رم و تمام ایتالیا میبخشد.
حالا نوبت توئه — کدوم لحظه از داستان بیشتر تو دلت موند؟
مرگ ماریو در مونتریجیونی؟ نبرد با سزار در ویانا؟ یا شاید لحظهای که جونو کنترل دزموند را به دست گرفت؟
کامنتت رو بذار، دوست دارم بدونم ♥
— «ما در تاریکی قدم برمیداریم تا به روشنایی فردا امید بیشتری ببخشیم.» این شعاری است که اتزیو در این بازی به معنای واقعی آن جامه عمل پوشاند.





