۱. مقدمه: آغاز یک حماسه
«هیچچیز واقعی نیست؛ همهچیز جایز است.»
— حکمت اصلی اساسینها
Assassin's Creed 1 که در سال ۲۰۰۷ توسط یوبیسافت منتشر شد، سرآغاز یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین فرنچایزهای تاریخ بازیهای ویدیویی محسوب میشود. این بازی با ترکیبی نوآورانه از داستانپردازی تاریخی، علمتخیلی و گیمپلی جهانباز، استانداردهای جدیدی را در صنعت بازی تعریف کرد.
داستان بازی در دو بازه زمانی موازی روایت میشود: سال ۲۰۱۲ که در آن دزموند مایلز توسط شرکت Abstergo ربوده میشود، و سال ۱۱۹۱ که در آن آلتایر بن لاهاد، یکی از اعضای ارشد اخوانالمسلمین، در جستجوی سیب عدن و حقیقت پشت توطئههای شوالیههای معبد است.
۲. شخصیتهای اصلی
شخصیت | نقش | توضیحات |
|---|---|---|
دزموند مایلز | قهرمان زمان حال | یک بارمن که از نوادگان آلتایر است و توسط Abstergo ربوده میشود |
آلتایر بن لاهاد | قهرمان تاریخی | یکی از اعضای ارشد اساسینها در طول جنگ صلیبی سوم |
المعلم | مربی آلتایر | رهبر اساسینها در ماسیاف که در نهایت به آلتایر خیانت میکند |
ملک السیف | برادر اساسین | رقیب آلتایر که در معبد سلیمان شاهد مرگ برادرش است |
رابرت د سابله | استاد بزرگ معبدها | رهبر شوالیههای معبد و یکی از ۹ هدف آلتایر |
ماریا تورپ | عضو معبدها | طعمه رابرت د سابله که بعداً نقش مهمی پیدا میکند |
دکتر وارن ویدچ | دانشمند Abstergo | مسئول نظارت بر دزموند در Animus |
لوسی استیلمن | دستیار ویدچ | شخصیتی مرموز که به دزموند کمک میکند |
۳. بخش اول: سال ۲۰۱۲ — ربوده شدن دزموند مایلز
ورود به Abstergo
در سال ۲۰۱۲، دزموند مایلز، یک بارمن معمولی، توسط عوامل شرکت Abstergo Industries — بزرگترین شرکت دارویی جهان — ربوده میشود و به مقر آنها در رم، ایتالیا منتقل میشود.
تحت نظارت دکتر وارن ویدچ و دستیارش لوسی استیلمن، دزموند مجبور میشود وارد دستگاهی به نام Animus شود که میتواند خاطرات ژنتیکی اجدادش را به یک واقعیت شبیهسازیشده ترجمه کند.
نکته مهم: دزموند از نوادگان مستقیم آلتایر بن لاهاد است و Abstergo قصد دارد از طریق خاطرات او، به اطلاعاتی درباره قطعات عدن دست پیدا کند.
ویدچ به دزموند دستور میدهد تا سالهای اولیه آلتایر بن لاهاد، عضو ارشد اخوانالمسلمین در طول جنگ صلیبی سوم را دوباره تجربه کند.
۴. بخش دوم: سال ۱۱۹۱ — مأموریت در معبد سلیمان
نافرمانی و غرور آلتایر
در سال ۱۱۹۱، آلتایر به همراه دو اساسین دیگر، برادران مالک و قدار السیف، به معبد سلیمان در اورشلیم فرستاده میشوند تا یک اثر هنری معروف به سیب عدن (The Apple of Eden) را از شوالیههای معبد بازیابی کنند.
آلتایر که از غرور کور شده، دستورات المعلم را نادیده میگیرد و به طور مستقیم به معبد حمله میکند. این اقدام بیپروا منجر به مرگ قدار میشود. با این حال، مالک قبل از فرار موفق میشود سیب را به دست آورد.
بازخرید افتخار
آلتایر بعداً با مبارزه با حمله معبدها به پایگاه اصلی اساسینها در ماسیاف، خود را تا حدی بازخرید میکند. با این حال، المعلم به عنوان تنبیه، او را از درجه خود تنزل میدهد و به او دستور میدهد تا ۹ نفر را به منظور بازیابی موقعیت و افتخار قبلی خود ترور کند.
دیالوگ کلیدی: المعلم به آلتایر میگوید: «غرور تو را کور کرده است. اگر میخواهی دوباره به اخوان بپیوندی، باید فروتنتر و عاقلتر شوی.»
۵. بخش سوم: نه هدف — سفر آلتایر برای بازپسگیری افتخار
آلتایر مأموریت خود را در سه شهر اصلی خاورمیانه — دمشق، آکر و اورشلیم — آغاز میکند و هر یک از ۹ هدف خود را یکی پس از دیگری از میان برمیدارد:
هدف اول: تامیر — تاجر سلاح در دمشق
تامیر یک تاجر سلاح است که به هر دو طرف جنگ — صلیبیها و ساراسینها — اسلحه میفروشد. او نماد طمع و سوءاستفاده از جنگ برای منافع شخصی است.
هدف دوم: گارنیه دی نابلس — رهبر بیمارستان شوالیهها
گارنیه در بیمارستان خود در آکر آزمایشهای تغییر ذهن را بر روی بیماران بیگناه انجام میدهد. او نماد بیرحمانهترین جنبههای جنگ صلیبی است.
هدف سوم: طلال — رهبر باند بردهداری در اورشلیم
طلال انسانهای بیگناه را به بردگی میگیرد و میفروشد. آلتایر با کشتن او، به یکی از ظالمانهترین چهرههای شهر پایان میدهد.
هدف چهارم: ابول نوکود — تاجر و حاکم دمشق
ابول نوکود پول عمومی را برای تأمین مالی جنگ میدزدد. او نماد فساد حاکمانی است که از جنگ برای ثروتاندوزی استفاده میکنند.
هدف پنجم: ویلیام پنجم، مارکیز مونتفرات — حاکم بیرحم آکر
ویلیام پنجم به خاطر رفتار ظالمانه و بیرحم خود با مردم آکر شناخته میشود. او نماد قدرت مطلقه و سرکوبگرانه است.
هدف ششم: مجد الدین — حاکم مستبد اورشلیم
مجد الدین با برگزاری اعدامهای عمومی، از طریق ترس حکومت میکند. او نماد استفاده از وحشت برای کنترل مردم است.
هدف هفتم: استاد سیبرند — رهبر پارانوئید شوالیههای تیوتونیک
سیبرند قصد دارد با مسدود کردن بنادر، به صلیبیها خیانت کند. او نماد پارانویا و خیانت درونی است.
هدف هشتم: جبیر الحکیم — دانشمند سانسورگر
جبیر از موقعیت خود برای تصرف و نابود کردن تمام دانش نوشتهشده در دمشق استفاده میکند. او نماد سانسور و نابودی دانش است.
هدف نهم: رابرت د سابله — استاد بزرگ معبدها
رابرت د سابله، رهبر شوالیههای معبد، از جنگ صلیبی برای پیشبرد اهداف ایدئولوژیک نظم خود استفاده کرده است. او قدرتمندترین و خطرناکترین هدف آلتایر است.
۶. بخش چهارم: کشف حقیقت — توطئه معبدها و خیانت المعلم
طعمه رابرت د سابله
در طول تلاش برای ترور رابرت د سابله، آلتایر با یک طعمه فریب میخورد: ماریا تورپ، یکی از اعضای معبدها که به جای رابرت ظاهر شده است. ماریا میگوید که د سابله پیشبینی کرده بود که اساسینها به دنبال او خواهند آمد و برای مذاکره در مورد اتحاد بین صلیبیها و ساراسینها علیه اساسینها رفته است.
رویارویی با رابرت در اردوگاه ریچارد
آلتایر با نجات جان ماریا، در اردوگاه پادشاه ریچارد اول (ریچارد شیردل) با رابرت روبرو میشود و جنایات او را افشا میکند. ریچارد که مطمئن نیست به چه کسی باور کند، پیشنهاد دوئل را میدهد و میگوید که خدا برنده را تعیین خواهد کرد.
پس از اینکه آلتایر رابرت را به طور مرگبار زخمی میکند، رابرت در آخرین لحظات زندگیاش، المعلم را به عنوان توطئهگر نهایی معرفی میکند و فاش میسازد که المعلم به هر دو طرف — اساسینها و تمپلارها — خیانت کرده است تا سیب را به دست آورد.
دیالوگ آخر رابرت: «تو فکر میکنی جنگجو هستی، اما فقط یک مهرهای در بازی المعلم هستی. او به ما خیانت کرد، همانطور که به تو خیانت خواهد کرد.»
۷. بخش پنجم: رویارویی نهایی با المعلم
بازگشت به ماسیاف
آلتایر به ماسیاف بازمیگردد، جایی که المعلم از سیب عدن برای جذب جمعیت استفاده کرده است، به عنوان بخشی از طرح خود برای پایان دادن به جنگ صلیبی و تمام درگیریها در جهان با تحمیل نظم با زور.
با کمک مالک و چندین اساسین دیگر، آلتایر به قلعه حمله میکند و با المعلم در باغها روبرو میشود. او در برابر قدرت سیب مقاومت میکند و مربی خود را میکشد.
نقشه قطعات عدن
پس از کشتن المعلم، آلتایر سعی میکند سیب را نابود کند، اما در عوض نقشهای را باز میکند که مکانهای بیشماری از قطعات دیگر عدن در سراسر جهان را نشان میدهد.
۸. بخش ششم: بازگشت به زمان حال — نقشه قطعات عدن
حمله ناموفق اساسینها
در زمان حال، اساسینها حملهای ناموفق به مرکز Abstergo را برای نجات دزموند آغاز میکنند، که در نتیجه بیشتر آنها کشته میشوند.
حقیقت درباره Abstergo
ویدچ پس از تکمیل خاطرات آلتایر به دزموند میگوید که Abstergo جبههای برای تمپلارهای مدرن است و به دنبال یافتن قطعات باقیمانده عدن هستند.
با اینکه دزموند دیگر مفید نیست، مدیران ویدچ دستور میدهند او را بکشند، اما لوسی آنها را متقاعد میکند تا او را برای آزمایش بیشتر زنده نگه دارند.
نقاشیهای مرموز
دزموند در اتاقش تنها میماند، جایی که نقاشیهای عجیبی را کشف میکند که یک رویداد فاجعهبار آینده را توصیف میکند — اشارهای به عذابهایی که در بازیهای بعدی آشکار میشوند.
نکته مهم: این نقاشیها اولین اشاره به تمدن پیشین (Those Who Came Before) و پیشبینی آنها درباره فاجعه ۲۰۱۲ است که بعدها در بازیهای بعدی به طور کامل بررسی میشود.
۹. تحلیل مفاهیم عمیق داستان
جنگ ایدئولوژیک: اساسینها در برابر معبدها
داستان Assassin's Creed 1 در هسته خود، تقابل دو ایدئولوژی متضاد را به تصویر میکشد:
ایدئولوژی | اساسینها | معبدها |
|---|---|---|
هدف نهایی | آزادی و اختیار فردی | نظم و کنترل جهانی |
روش | ترور هدفمند و پنهانکاری | نفوذ در ساختارهای قدرت |
شعار | «هیچچیز واقعی نیست؛ همهچیز جایز است» | «نظم از هرجومرج بهتر است» |
غرور و فروتنی در سفر آلتایر
یکی از مهمترین درونمایههای بازی، سفر شخصیتی آلتایر از غرور به فروتنی است. آلتایر در ابتدای بازی مغرور و بیپروا است، اما با هر ترور، عاقلتر و فروتنتر میشود. او یاد میگیرد که به جای تکیه بر قدرت، به خرد و دانش تکیه کند.
سیب عدن و قدرت دانش
سیب عدن نماد دانش و قدرت است. کسانی که آن را در اختیار دارند، میتوانند واقعیت را دستکاری کنند. این نشان میدهد که در دنیای Assassin's Creed، دانش بزرگترین سلاح است.
خیانت و فداکاری
المعلم به عنوان یک شخصیت تراژیک به تصویر کشیده شده است که برای رسیدن به صلح جهانی، به هر چیزی خیانت میکند. او معتقد است که هدف وسیله را توجیه میکند، اما در نهایت توسط شاگرد خود کشته میشود.
۱۰. سوالات متداول
۱. آیا Assassin's Creed 1 بر اساس رویدادهای تاریخی واقعی است؟
بله، بازی در بستر تاریخی جنگ صلیبی سوم (۱۱۹۱-۱۱۸۹) جریان دارد و شخصیتهای تاریخی مانند ریچارد شیردل و رابرت د سابله در آن حضور دارند، هرچند داستان اصلی تخیلی است.
۲. رابطه دزموند مایلز و آلتایر چیست؟
دزموند از نوادگان مستقیم آلتایر است و از طریق Animus، خاطرات ژنتیکی او را تجربه میکند.
۳. سیب عدن دقیقاً چیست؟
سیب عدن یکی از قطعات عدن است که توسط تمدن پیشین ساخته شده. این اثر میتواند ذهن انسانها را کنترل کرده و واقعیت را دستکاری کند.
۴. چرا المعلم به آلتایر خیانت کرد؟
المعلم میخواست از سیب عدن برای ایجاد نظم جهانی و پایان دادن به تمام درگیریها استفاده کند. او به هر دو طرف — اساسینها و معبدها — خیانت کرد تا به این هدف برسد.
۵. آیا Abstergo همان معبدها هستند؟
بله، Abstergo جبههای مدرن برای شوالیههای معبد است که در سایه به دنبال کنترل جهان و یافتن قطعات عدن هستند.
۶. آیا بازی چند پایان دارد؟
خیر، Assassin's Creed 1 یک پایان خطی دارد که با مرگ المعلم و کشف نقشه قطعات عدن به پایان میرسد.
۷. آیا دزموند در پایان بازی زنده میماند؟
بله، دزموند در پایان بازی زنده میماند، اما در اتاقش نقاشیهایی از یک فاجعه آینده پیدا میکند که اشارهای به بازیهای بعدی است.
۱۱. جمعبندی
Assassin's Creed 1 نه فقط یک بازی، بلکه آغاز یک حماسه فلسفی و تاریخی بود که سالها بعد همچنان طرفداران خود را مجذوب خود نگه داشته است. این بازی با معرفی مفاهیمی مانند Animus، قطعات عدن و تقابل ابدی اساسینها و معبدها، پایهگذار دنیایی شد که در ۱۷ سال بعد، بیش از دوازده نسخه اصلی و دهها اسپینآف را به خود دید.
پیام نهایی: داستان آلتایر و دزموند به ما میآموزد که حقیقت همیشه در ظاهر نیست. گاهی برای یافتن آن، باید به اعماق گذشته سفر کرد و با غرور و باورهای غلط خود مبارزه کرد.
حالا نوبت توئه — کدوم لحظه از داستان بیشتر تو دلت موند؟
مرگ قدار در معبد سلیمان؟ رویارویی با رابرت د سابله؟ یا شاید لحظهای که آلتایر با المعلم روبرو شد؟
کامنتت رو بذار، دوست دارم بدونم ♥
— «هیچچیز واقعی نیست؛ همهچیز جایز است.» این حکمتی است که آلتایر در پایان سفرش به آن رسید. آیا تو نیز به این باور رسیدهای؟





