داستان کامل بازی Assassin's Creed IV: Black Flag | عصر طلایی دزدان دریایی
مقاله

داستان کامل بازی Assassin's Creed IV: Black Flag | عصر طلایی دزدان دریایی

سهیل علیزاده — ۱۴۰۵/۶/۳
۱۱ دقیقه مطالعه
0.0 از ۵ (۰ امتیاز)

۱. مقدمه: عصر طلایی دزدان دریایی

«برای آزادی باید جنگید. هیچ‌کس آن را به تو هدیه نمی‌دهد.»
— ادوارد کنوی

Assassin's Creed IV: Black Flag که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، یکی از محبوب‌ترین و تحسین‌شده‌ترین بازی‌های این مجموعه محسوب می‌شود. این بازی با انتقال داستان به عصر طلایی دزدان دریایی در کارائیب قرن ۱۸، تجربه‌ای کاملاً جدید و هیجان‌انگیز را به بازیکنان ارائه داد.

داستان بازی در دو بازه زمانی موازی روایت می‌شود: سال‌های ۱۷۱۵ تا ۱۷۲۲ که در آن ادوارد کنوی، یک دزد دریایی ولزی، در کارائیب به ماجراجویی می‌پردازد، و سال ۲۰۱۳ که در آن یک کارمند ناشناس Abstergo Entertainment به دنبال کشف رازهای رصدخانه در خاطرات ادوارد است.

۲. شخصیت‌های اصلی

شخصیت‌های تاریخی و اصلی

شخصیت

نقش

توضیحات

ادوارد کنوی

قهرمان اصلی

دزد دریایی ولزی، پدربزرگ راتونهاک‌:تون (کانر)

بارتولومیو رابرتز

حکیم (Sage)

آنتاگونیست اصلی، تنها کسی که می‌تواند به رصدخانه هدایت کند

مری رید (جیمز کید)

متحد ادوارد

دزد دریایی زن که خود را به عنوان مرد جا می‌زند

بلک‌برد (ادوارد تاچ)

متحد ادوارد

معروف‌ترین دزد دریایی تاریخ

چارلز وین

متحد/رقیب ادوارد

دزد دریایی بی‌پروا و دیوانه

بنجامین هورنیگولد

متحد سابق ادوارد

دزد دریایی که به معبدها می‌پیوندد

آه تابای

مربی اساسین

رهبر اساسین‌ها در کارائیب

لورانو تورس

آنتاگونیست ثانویه

فرماندار کوبا و استاد بزرگ معبدها

شخصیت‌های تاریخی واقعی

شخصیت

نقش تاریخی

بلک‌برد (ادوارد تاچ)

معروف‌ترین دزد دریایی تاریخ

چارلز وین

دزد دریایی بدنام

بنجامین هورنیگولد

دزد دریایی که به دنبال عفو سلطنتی بود

مری رید

یکی از معروف‌ترین دزدان دریایی زن تاریخ

استید بونت

دزد دریایی ثروتمند

شخصیت‌های زمان حال

شخصیت

نقش

کارمند ناشناس

قهرمان زمان حال، کارمند Abstergo

جان استندیش

مدیر فناوری اطلاعات Abstergo، حکیم بازتولیدشده

شون هیستینگز

اساسینی که به Abstergo نفوذ کرده

ربکا کرین

اساسینی که به Abstergo نفوذ کرده

۳. بخش اول: زمان حال — استخدام توسط Abstergo Entertainment

در سال ۲۰۱۳، ماه‌ها پس از قربانی شدن دزموند مایلز در Assassin's Creed III، نمونه‌هایی که از بدن دزموند گرفته شده است به Abstergo Industries اجازه می‌دهد تا با استفاده از قابلیت‌های محاسبات Animus، به کشف خاطرات ژنتیکی خود ادامه دهد.

یک کارمند ناشناس توسط Abstergo Entertainment، یک شرکت تابعه Abstergo، استخدام شده است تا خاطرات اجداد دزموند، ادوارد کنوی، یک دزد دریایی مشهور قرن ۱۸ را بررسی کند. در ظاهر، این کار برای جمع‌آوری مواد برای یک فیلم تعاملی است، اما در واقع، Abstergo (که در زمان حال جبهه‌ای برای تمپلارها است) به دنبال رصدخانه — یک ساختار تمدن اول — در خاطرات ادوارد است.

نکته مهم: کارمند ناشناس هویت خاصی ندارد و بازیکن می‌تواند خود را جای او تصور کند. این اولین بار در مجموعه است که شخصیت اصلی زمان حال یک شخصیت ناشناس است.

۴. بخش دوم: ادوارد کنوی — دزد دریایی در کارائیب

داستان ادوارد در سال ۱۷۱۵ آغاز می‌شود. ادوارد کنوی یک دزد دریایی ولزی است که در جستجوی ثروت و ماجراجویی به کارائیب سفر کرده است. او در نبرد دریایی با کشتی اسپانیایی شرکت می‌کند و پس از غرق شدن کشتی، به جزیره‌ای می‌رسد.

اولین ملاقات با اساسین‌ها

ادوارد به طور تصادفی با دانکن والپول، یک اساسین فاسد، روبرو می‌شود و او را می‌کشد. با دیدن فرصتی برای سود، ادوارد جای والپول را در یک جلسه معبدها در هاوانا می‌گیرد.

دیالوگ کلیدی ادوارد: «من برای ثروت اینجا هستم، نه برای آرمان‌های شما. اگر این لباس به من پول برساند، آن را می‌پوشم.»

ادوارد با وودز راجرز، فرماندار کوبا لورانو تورس (استاد بزرگ معبدها) و سایر معبدها ملاقات می‌کند. بی‌احتیاطی او برادری اساسین را به خطر می‌اندازد و او را به دنبال حکیم (Sage) و توطئه‌گران از شبه‌جزیره یوکاتان تا جامائیکا می‌برد.

۵. بخش سوم: جمهوری دزدان دریایی در ناسائو

رویای اتوپیا

گروهی از دزدان دریایی بدنام — از جمله بلک‌برد، استید بونت، بنجامین هورنیگولد، مری رید (با نام مستعار «جیمز کید») و چارلز وین — رویای یک اتوپیا را دارند که در آن انسان آزاد است تا فراتر از دسترس حاکمان زندگی کند. با کمک ادوارد، آن‌ها کنترل ناسائو را به دست می‌گیرند و یک جمهوری دزدان دریایی ایجاد می‌کنند.

سقوط جمهوری

با این حال، حکومت ضعیف، فقدان اقتصاد و شیوع بیماری، جمهوری را نزدیک به فروپاشی می‌کند. ادوارد تلاش می‌کند تا این اختلاف را حل کند اما برای جلوگیری از سوءاستفاده معبدها از این وضعیت، خیلی دیر است.

لحظات تلخ:

  • بلک‌برد پس از بازنشستگی توسط انگلیسی‌ها در نبرد دریایی کشته می‌شود.

  • هورنیگولد به معبدها می‌پیوندد و به دشمن ادوارد تبدیل می‌شود.

  • چارلز وین پس از شورش جک راکم دیوانه می‌شود و در زندان می‌میرد.

۶. بخش چهارم: جستجوی حکیم (The Sage)

ادوارد که عازم جامائیکا شده است، با بارتولومیو رابرتز — که بعداً به عنوان حکیم (Sage) شناخته می‌شود — روبرو می‌شود. رابرتز تنها کسی است که می‌تواند آن‌ها را به رصدخانه هدایت کند؛ مکانی که می‌تواند هر کسی را در هر نقطه از جهان زمانی که نمونه خون ارائه شود، تحت نظر داشته باشد.

نفوذ به رصدخانه

ادوارد و رابرتز محل رصدخانه را کشف می‌کنند و اثر هنری که آن را تقویت می‌کند را بازیابی می‌کنند. اما رابرتز به ادوارد خیانت می‌کند و انگلیسی‌ها او را دستگیر می‌کنند.

۷. بخش پنجم: مرگ مری رید و پیوستن به اساسین‌ها

ادوارد زندانی است، اما وقتی آه تابای، مربی اساسین، برای نجات مری رید و آن بونی به زندان نفوذ می‌کند، فرار می‌کند. در آنجا، او می‌فهمد که راکم و بونت قبلاً به دار آویخته شده‌اند و وین در زندان منتظر اعدام خود است.

لحظه تراژیک: مری به زودی پس از زایمان می‌میرد. ادوارد که از مرگ دوستش دلسرد و غمگین شده است، تصمیم می‌گیرد به اخوان المسلمین (Brotherhood) بپیوندد و راه درست را انتخاب کند.

دیالوگ مری رید در لحظات آخر: «ما مردمی بودیم که هیچ‌کس نمی‌توانست ما را کنترل کند. اما من می‌دانم که تو می‌توانی بهتر باشی، ادوارد. بهتر از ما.»

۸. بخش ششم: نبرد نهایی و بازپس‌گیری رصدخانه

ادوارد در تعقیب و حذف رابرتز و توطئه‌گران معبد، این اثر را بازیابی می‌کند و آن را به رصدخانه بازمی‌گرداند و آن را مهر و موم می‌کند. او در نهایت با لورانو تورس، استاد بزرگ معبدها، روبرو می‌شود و او را شکست می‌دهد.

دیالوگ پایانی ادوارد به تورس: «تو فکر می‌کردی می‌توانی جهان را با ترس و جاسوسی کنترل کنی. اما من چیز دیگری یاد گرفتم: آزادی باید جنگیده شود.»

۹. بخش هفتم: بازگشت به انگلستان و پایان سفر

ادوارد نامه‌ای دریافت می‌کند که او را از مرگ همسرش و ورود قریب‌الوقوع دختر ناشناخته‌اش، جنیفر اسکات، مطلع می‌کند.

لحظه غم‌انگیز: ادوارد هرگز همسرش را به خاطر کارهایش ندیده بود و حالا با خبر مرگ او و وجود دختری که از وجودش بی‌خبر بود، روبرو می‌شود.

ادوارد به انگلستان بازمی‌گردد و به آه تابای قول می‌دهد که به مبارزه با معبدها ادامه خواهد داد. سال‌ها بعد، ادوارد در خانه اپرای سلطنتی در لندن با دخترش جنیفر و پسرش هیتام (شخصیت اصلی بخش ابتدایی Assassin's Creed III) شرکت می‌کند.

۱۰. بخش هشتم: زمان حال — حقیقت درباره جان استندیش

در زمان حال، جان استندیش، مدیر فناوری اطلاعات Abstergo Entertainment، کارمند ناشناس را متقاعد می‌کند تا آنچه را که کارفرمایانشان سعی می‌کنند از آنها پنهان کنند، بررسی کند.

تحت هدایت جان، کارمند چندین ترمینال Animus را هک می‌کند و اطلاعات را به شون هیستینگز و ربکا کرین، اساسین‌های مخفی که به Abstergo نفوذ کرده‌اند، تحویل می‌دهد.

ظهور جونو

هنگامی که مرکز پس از کشف هک‌ها قفل می‌شود، جان به کارمند دستور می‌دهد تا به هسته Animus دسترسی پیدا کند. در این مرحله، جونو به شکل هولوگرافی ظاهر می‌شود. او نشان می‌دهد که جهان هنوز برای او آماده نیست و او قادر به داشتن کارمند به عنوان عامل خود نیست.

دیالوگ جونو: «جهان برای من آماده نیست. اما تو... تو می‌توانی ابزار من باشی... وقتی زمانش برسد.»

جان استندیش به عنوان حکیم بازتولیدشده

جان به عنوان حکیم بازتولیدشده آشکار می‌شود و سعی می‌کند کارمند را برای پنهان کردن قیامت شکست‌خورده جونو بکشد، اما توسط امنیت Abstergo کشته می‌شود و او را به عنوان مسئول هک‌ها معرفی می‌کنند.

در طول زمان رابرتز، دانشمند به ادوارد اعتراف می‌کند که او هیچ وفاداری به اساسین‌ها یا معبدها ندارد و در عوض از هر کسی که بهترین شانس را برای رسیدن به اهدافش نشان دهد، استفاده می‌کند.

با مرگ حکیم، کارمند توسط اساسین‌ها تماس می‌گیرد، اما هیچ یک از طرفین قادر به توضیح حضور حکیم یا شناسایی پیروان او — ابزار وصیت اول — نیستند.

۱۱. تحلیل مفاهیم عمیق داستان

آزادی در برابر نظم: نگاهی تازه به تقابل ابدی

Black Flag نگاه تازه‌ای به تقابل اساسین‌ها و تمپلارها ارائه می‌دهد. ادوارد در ابتدا به هیچ کدام از دو گروه وفادار نیست و فقط به فکر ثروت خود است. اما در طول سفر، او می‌فهمد که آزادی واقعی چیزی بیش از پول است.

عصر طلایی دزدان دریایی و سقوط آن

بازی به خوبی نشان می‌دهد که چگونه رویای آزادی مطلق دزدان دریایی در ناسائو به دلیل ضعف‌های انسانی — طمع، بی‌نظمی و عدم همبستگی — سقوط کرد. این یک تمثیل از این است که آزادی بدون مسئولیت، به هرج‌ومرج منجر می‌شود.

سفر شخصیتی ادوارد کنوی

ادوارد از یک دزد دریایی خودخواه که فقط به فکر ثروت است، به یک اساسین متعهد تبدیل می‌شود که برای آزادی دیگران می‌جنگد. مرگ مری رید نقطه عطف این تحول است و او را وادار می‌کند به زندگی خود نگاهی دوباره بیندازد.

میراث ادوارد: هیتام و کانر

ادوارد پدربزرگ راتونهاک‌:تون (کانر)، قهرمان اصلی Assassin's Creed III، و پدر هیتام کنوی، رهبر تمپلارها در آمریکا است. این ارتباط نشان می‌دهد که چگونه یک شخص می‌تواند تأثیری عمیق بر نسل‌های بعدی داشته باشد، حتی اگر خودش از آن بی‌خبر باشد.

۱۲. سوالات متداول

۱. آیا Assassin's Creed IV: Black Flag دنباله مستقیم AC III است؟
خیر، این یک داستان مستقل در زمان حال و یک پیش‌درآمد تاریخی است که داستان پدربزرگ کانر را روایت می‌کند.

۲. رابطه ادوارد کنوی با کانر چیست؟
ادوارد پدربزرق کانر (راتونهاک‌:تون) است. پسر ادوارد، هیتام، پدر کانر است.

۳. حکیم (Sage) دقیقاً چیست؟
حکیم یک انسان با DNA تمدن اول است که می‌تواند به رصدخانه دسترسی پیدا کند. بارتولومیو رابرتز یکی از این حکیم‌ها است.

۴. آیا مری رید یک شخصیت تاریخی واقعی است؟
بله، مری رید یکی از معروف‌ترین دزدان دریایی زن تاریخ بود که در قرن ۱۸ زندگی می‌کرد.

۵. چرا ادوارد به اساسین‌ها پیوست؟
ادوارد پس از مرگ مری رید و دیدن رنج‌هایی که دزدان دریایی در اثر بی‌نظمی متحمل شدند، تصمیم گرفت به اساسین‌ها بپیوندد و برای آزادی واقعی بجنگد.

۶. رصدخانه چیست؟
رصدخانه یک ساختار تمدن اول است که می‌تواند هر کسی را در هر نقطه از جهان با استفاده از یک نمونه خون کنترل کند.

۷. آیا بازی چند پایان دارد؟
خیر، بازی یک پایان خطی دارد که با بازگشت ادوارد به انگلستان و مرگ جان استندیش به پایان می‌رسد.

۱۳. جمع‌بندی

Assassin's Creed IV: Black Flag یکی از بهترین و محبوب‌ترین بازی‌های مجموعه است که با فضای دزدان دریایی، شخصیت‌پردازی عمیق و گیم‌پلی هیجان‌انگیز، تجربه‌ای فراموش‌نشدنی را ارائه می‌دهد.

داستان ادوارد کنوی، از یک دزد دریایی خودخواه به یک اساسین فداکار، یکی از بهترین روایت‌های رشد شخصیت در تاریخ بازی‌های ویدیویی است. او با از دست دادن دوستان و دیدن رنج‌های دیگران، می‌فهمد که آزادی واقعی چیزی بیش از پول و ثروت است.

حالا نوبت توئه — کدوم لحظه از داستان بیشتر تو دلت موند؟
مرگ بلک‌برد در نبرد دریایی؟ مرگ مری رید؟ یا شاید لحظه‌ای که ادوارد تصمیم گرفت به اساسین‌ها بپیوندد؟

کامنتت رو بذار، دوست دارم بدونم ♥

— «برای آزادی باید جنگید. هیچ‌کس آن را به تو هدیه نمی‌دهد.» ادوارد کنوی پس از سال‌ها جستجوی ثروت، سرانجام فهمید که آزادی واقعی چیست. آیا تو نیز به این باور رسیده‌ای؟


نظرها (۰)

هنوز نظری ثبت نشده است.

محتوای مرتبط