دیجیتالیسم گیم
داستان کامل بازی Resident Evil Requiem | مرثیه‌ای برای راکون سیتی
مقاله

داستان کامل بازی Resident Evil Requiem | مرثیه‌ای برای راکون سیتی

سهیل علیزاده — ۱۴۰۵/۶/۱
۱۴ دقیقه مطالعه
0.0 از ۵ (۰ امتیاز)

1.مقدمه: بازگشت به ریشه‌ها

«تو امید من هستی.»
— آخرین سخنان آلیسا اشکرافت به دخترش

Resident Evil Requiem که در سال ۲۰۲۶ منتشر شد، نه تنها یکی از بهترین بازی‌های سال محسوب می‌شود، بلکه یکی از موفق‌ترین و تأثیرگذارترین قسمت‌های تاریخ این مجموعه به شمار می‌آید. این بازی بیست و هشت سال پس از فاجعه راکون سیتی رخ می‌دهد و با معرفی شخصیت‌های جدید و بازگشت چهره‌های آشنا، پرده از رازهایی برمی‌دارد که برای دهه‌ها پنهان مانده بودند.

داستان بازی در اکتبر ۲۰۲۶ جریان دارد و دو شخصیت اصلی را دنبال می‌کند: گریس اشکرافت، تحلیل‌گر اطلاعاتی FBI که مادرش هشت سال پیش در شرایط مرموزی به قتل رسیده، و لیان اس. کندی، مأمور باتجربه‌ای که بارها با کابوس‌های راکون سیتی روبرو شده است. این دو در هتل متروکه رن‌وود با یکدیگر همگرا می‌شوند و ناچار می‌شوند با گذشته‌های خود و حقیقتی بزرگ‌تر روبرو شوند.

2.شخصیت‌های اصلی و پیش‌زمینه

شخصیت

نقش

توضیحات

گریس اشکرافت

تحلیل‌گر FBI، قهرمان اصلی

دختر یک روزنامه‌نگار تحقیقی که در هتل رن‌وود به قتل رسید

لیان اس. کندی

مأمور FOS، قهرمان اصلی

بازمانده راکون سیتی که با ویروس T نهفته در بدنش دست‌وپنجه نرم می‌کند

ویکتور گیدئون

آنتاگونیست

دانشمند پیشین آمبرلا که رودز هیل را خریداری کرده

زنو

آنتاگونیست

کارفرمای گیدئون، عضو سازمان The Connections

امیلی

شخصیت فرعی

دختر نابینایی که در رودز هیل زندانی است

شری برکین

پشتیبان لیان

بازمانده راکون سیتی، عضو FOS

ناتان دمپسی

سرپرست گریس

مأمور ارشد ویژه FBI

کلویی

شخصیت مرموز

نخستین نمونه از مجموعه ۷۰، مبدأ الپیس

۳. بخش اول: رن‌وود — کشف جسد پنجم (گریس)

بازگشت به هتل متروکه

داستان در اکتبر ۲۰۲۶، بیست و هشت سال پس از فاجعه راکون سیتی آغاز می‌شود. گریس اشکرافت، تحلیل‌گر اطلاعاتی FBI، در حال تحقیق درباره زنجیره‌ای از مرگ‌های مرموز در سراسر ایالات متحده است. چهار تن از قربانیان، از بازماندگان پیشین شیوع راکون سیتی بوده‌اند.

سرپرست او، ناتان دمپسی، از وی می‌خواهد به هتل متروکه رن‌وود بازگردد؛ جایی که پنجمین جسد در آنجا یافت شده است. دمپسی با مادر مرحوم گریس (آلیسا اشکرافت، روزنامه‌نگار تحقیقی) که هشت سال پیش در همان مکان به قتل رسیده بود، همدردی می‌کند.

خاطرات تلخ

گریس با ورود به هتل، عکسی از خود و کلیدی متعلق به اتاق ۲۰۴ را پیدا می‌کند. در اتاق، تختخوابی را می‌بیند که با تعداد زیادی عکس از او و مادرش پوشیده شده است.

فلاش‌بک به سال ۲۰۱۸: آلیسا اشکرافت، روزنامه‌نگار، به همراه دخترش در هتل رن‌وود اقامت داشت. آن شب، مردی با هودی به آن‌ها حمله کرد. آلیسا چندین بار به او شلیک کرد و در را بست. هنگام فرار، گردن آلیسا توسط مرد کلاه‌دار بریده شد. گریس بیهوش شد و آتش‌سوزی رخ داد. مادرش در آن شب کشته شد و هتل تعطیل گردید.

رویارویی با زامبی‌ها

در زمان حال، گریس کیف مخفی مادرش را پشت یک تابلو پیدا می‌کند و دفترچه یادداشت و یک دیسک فلاپی را بازیابی می‌کند. افسر محلی، نورمن کول، به زامبی تبدیل می‌شود و به او حمله می‌کند. گریس با استفاده از تکه شیشه، او را می‌کشد.

سپس با مرد مرموزی روبرو می‌شود که کنار شومینه نشسته است. مرد به او می‌گوید که جسد پنجم را اینجا قرار داده تا او را به دام بیندازد و گریس «انتخاب شده» است. گریس توسط او بیهوش می‌شود.

۴. بخش دوم: شیوع در رن‌وود (لیان)

در نقطه‌ای دیگر از رن‌وود، لیان اس. کندی به همراه شری برکین در حال بررسی ششمین جسد تازه کشف شده هستند. همکارشان، اندرو هیوز، متوجه می‌شود که قربانی ویکتور گیدئون، دانشمند پیشین آمبرلا است.

لیان ویکتور را می‌بیند که گریس بیهوش را حمل می‌کند و تعقیبش می‌کند. ویکتور با اسلحه دارت به چند رهگذر شلیک می‌کند و باعث شیوع کوچکی می‌شود. لیان تلاش می‌کند شیوع را مهار کند و به شری دستور می‌دهد رن‌وود را قرنطینه کند.

شری اشاره می‌کند که ویکتور ممکن است به مرکز مراقبت مزمن رودز هیل رفته باشد؛ موسسه‌ای که پیش‌تر تحت حمایت بنیاد اسپنسر بوده و پس از تعطیلی آمبرلا توسط ویکتور خریداری شده است.

۵. بخش سوم: بیدار شدن در رودز هیل (گریس)

گریس در مرکز مراقبت رودز هیل بیدار می‌شود و متوجه می‌شود که خونش در حال تخلیه است. او خود را آزاد می‌کند و توسط موجودی با لباس بیمارستان و موهای سفید تعقیب می‌شود.

او موفق می‌شود به تالار مرکزی برسد، اما موجود او را گرفته و به دیوار می‌کوبد، پیش از آنکه توسط دختری کشیده شود و از آنجا دور شود.

۶. بخش چهارم: ورود به رودز هیل (لیان)

لیان وارد رودز هیل می‌شود. پرستاری به او می‌گوید که دکتر گیدئون منتظرش بوده است. ناگهان آژیرها به صدا در می‌آیند و پرستار توسط موجودی با اره‌برقی کشته می‌شود.

لیان در جستجو، لحظه‌ای را می‌بیند که گریس موفق به باز کردن میله‌ها شده اما سپس کشیده می‌شود. او به موقع به کمک گریس می‌رسد و موجود را ظاهراً از بین می‌برد.

ویکتور حالت قرنطینه کامل مرکز را فعال می‌کند و لیان را از گریس جدا می‌سازد. پیش از بسته شدن کامل درها، لیان سلاح خود به نام رکوییم را به گریس می‌دهد. ویکتور لیان را خلع سلاح کرده و خفه می‌کند و در حالی که به کبودی‌های سیاه روی بدن او اشاره می‌کند، می‌گوید که لیان نیز به «نفرین آمبرلا» دچار شده است.

۷. بخش پنجم: رودز هیل — تقابل با گیدئون (گریس)

گریس با جف گری، یکی از کارکنان در حال مرگ، روبرو می‌شود که به او درباره امیلی، دختر نابینای جوانی که پشت شیشه محبوس است، هشدار می‌دهد. گریس متوجه می‌شود که هم‌سلولی امیلی به همان موجود سفیدمو تبدیل شده است.

گریس در دفتر پژوهشگر ارشد با گیدئون مواجه می‌شود. گیدئون می‌گوید که گریس «کلید» آزادسازی الپیس است و به این دلیل انتخاب شده که «اربابش» او را به آنچه هست تبدیل کرده است.

گریس موفق می‌شود فرار کند و سپس با کمک امیلی، معمایی را حل می‌کند. اما امیلی توسط همان دختر سفیدمو به زیرزمین برده می‌شود. گریس برای نجات او به زیرزمین می‌رود.

نبرد با دختر سفیدمو

در زیرزمین، گریس امیلی بیهوش را در سلولی پر از عروسک می‌یابد. او با دختر سفیدمو مبارزه می‌کند و سرانجام با باز کردن دریچه سقف و ورود نور، او را نابود می‌کند. اما امیلی بر اثر از دست دادن خون جان می‌بازد و گریس در سوگ او فرو می‌رود.

۸. بخش ششم: رودز هیل — بازجویی از لیان

لیان به اتاق زیرشیروانی منتقل می‌شود و ویکتور قصد بازجویی از او را دارد. لیان سکوت اختیار می‌کند و با طعنه پاسخ می‌دهد. او خود را رها کرده و موفق به فرار می‌شود.

لیان با ورود به دفتر مخفی ویکتور، عمداً گذرواژه نادرستی وارد می‌کند تا شری بتواند به پرونده‌ها دسترسی پیدا کند. شری اسنادی درباره سندروم نهفته ویروس T به دست می‌آورد و تأیید می‌کند که تمام بازماندگان راکون سیتی به بقایای ویروس T آلوده هستند و به تدریج در حال مرگ‌اند.

لیان همچنین سندی با کلیدواژه الپیس و تصویری از گریس پیدا می‌کند.

۹. بخش هفتم: بازگشت به راکون سیتی (لیان)

لیان به سوی ویرانه‌های راکون سیتی حرکت می‌کند. شری به او اطلاع می‌دهد که الپیس در پایگاه‌های داده سیا یا پنتاگون ثبت نشده است. لیان با تایتان اسپینر مبارزه می‌کند و اردوگاهی متعلق به BSAA را می‌یابد.

او با استفاده از چاشنی‌های انفجاری، دروازه را منفجر می‌کند و با موتورسیکلت به سوی مرکز شهر حرکت می‌کند. ویکتور با پرتابگرهای راکتی به تعقیب او می‌پردازد، اما لیان موفق می‌شود موتورسیکلت او را منفجر کند.

لیان به اداره پلیس راکون سیتی می‌رود و به ستوان ماروین براناگ و سایر افسران کشته‌شده ادای احترام می‌کند.

۱۰. بخش هشتم: افشاگری‌های راکون سیتی (گریس)

گریس در مسیر رسیدن به راکون سیتی، گفتگوی گیدئون و زنو را می‌شنود. زنو به او می‌گوید که الپیس به عنوان آخرین ویروس ساخته شده توسط اوزول ای. اسپنسر، بنیانگذار آمبرلا، با هدف کنترل ذهن و قابلیت سرایت ایجاد شده است.

حقیقت درباره کلویی

تصاویر نظارتی از کلویی، نخستین نمونه از مجموعه ۷۰، در یتیم‌خانه راکون سیتی در فوریه ۱۹۹۰ به او نشان داده می‌شود. کلویی به طور تصادفی به ARK راه می‌یابد و از منشأ خود به عنوان نوزادی پرورش‌یافته در محیط آزمایشگاهی آگاه می‌شود. او توسط پژوهشگران مهار و کشته می‌شود.

اشکرافت دچار شوک می‌شود و گمان می‌کند مسئول آزمایش و مرگ صدها کودک، قتل مادرش و ماهیت ساخته‌شده خود است. زنو او را به سوی ARK می‌برد.

۱۱. بخش نهم: آرک — نبرد نهایی

لیان با موجود T-501 مبارزه می‌کند که به تایرنت برتر تبدیل می‌شود. او با از کار انداختن قلب آن، نابودش می‌کند. لیان از یتیم‌خانه راکون سیتی وارد ARK می‌شود.

درون ARK، جعبه‌هایی متعلق به H.C.F.، تریسل و آمبرلا را می‌یابد. او گریس و زنو را در بخش پاندورا می‌یابد. لیان با فرمانده نیروهای سازمان The Connections مبارزه می‌کند و بر او غلبه می‌کند.

لیان با زنو درگیر می‌شود اما مغلوب می‌شود. گریس تپانچه افتاده او را برمی‌دارد و با تهدید به پایان دادن به زندگی خود، فرصتی ایجاد می‌کند. آن دو به واحد دفع پسماند سقوط می‌کنند و لیان بیهوش می‌شود.

گریس درمی‌یابد که لیان در مرحله سوم بیماری است. لیان تصمیم می‌گیرد الپیس را نابود کند و از گریس می‌خواهد که نابودی آن را تضمین کند.

۱۲. بخش دهم: الپیس — دو سرنوشت

گریس به بایگانی می‌رسد و دیسک مادرش را وارد دستگاه می‌کند. او مصاحبه‌ای که مادرش در سال ۲۰۰۴ با اسپنسر انجام داده را می‌بیند و می‌فهمد که به طور طبیعی متولد شده و بر اساس وصیت اسپنسر به مادرش سپرده شده است. اسپنسر از الپیس به عنوان «امید کور» یاد می‌کند.

انتخاب نهایی: دو پایان

در مقابل کنسول الپیس، از گریس پرسیده می‌شود: «آفریننده چه می‌خواهد؟»

پایان اول: نابودی الپیس

اگر گریس واژه «نابودی» را وارد کند، سامانه خودتخریبی ARK فعال می‌شود. لیان راه خروج را به گریس نشان می‌دهد، اما در رویارویی نهایی با زنو، با شلیک گلوله‌ای به سر کشته می‌شود. گریس مرگ او را سوگواری می‌کند. زنو همراه با الپیس نابود می‌شود و گریس با رسیدن نیروهای BSAA موفق به فرار می‌شود.

پایان تلخ: گریس با نگاهی به ویرانه‌های ARK اظهار می‌کند که آرزو داشت می‌توانست لیان را نجات دهد.

پایان دوم: رهاسازی الپیس

اگر گریس با به یاد آوردن آخرین سخنان مادرش، واژه «امید» را وارد کند، الپیس آزاد می‌شود. شش ویال در برابر آن‌ها قرار می‌گیرد. زنو که تصور می‌کند الپیس یک ویروس است، یکی از ویال‌ها را به خود تزریق می‌کند، اما آلودگی او خنثی می‌شود.

گریس توضیح می‌دهد که الپیس در واقع یک عامل ضدویروسی است که برای خنثی‌سازی تمامی عفونت‌های مبتنی بر ویروس طراحی شده است. اسپنسر در پایان زندگی‌اش دچار پشیمانی شده بود.

ویکتور گیدئون که پیش‌تر در ویرانه‌های راکون سیتی توسط لیان شکست خورده بود، وارد می‌شود و پس از تزریق انگل NE-γ به خود، سر زنو را جدا می‌کند. گریس الپیس را به ساعد لیان تزریق می‌کند و او را از بیماری‌اش درمان می‌کند.

لیان با گیدئون مبارزه می‌کند و سرانجام او را برای همیشه از میان برمی‌دارد. هر دو توسط آمبر آیز، از اعضای واحد هاند ولف، که به دستور کریس ردفیلد اعزام شده، نجات داده می‌شوند.

۱۳. پایان‌بندی

مدتی بعد، لیان مطلع می‌شود که گریس سرپرستی امیلی را بر عهده گرفته و او از وضعیت خود درمان شده است. لیان نیز به گریس اطلاع می‌دهد که شری از بیماری خود بهبود یافته است.

در صحنه پایانی، در ARK، دو سرباز از سازمان The Connections ظاهر می‌شوند و اعلام می‌کنند که تمامی نیروهای باقی‌مانده BSAA مستقر در آنجا را از میان برده‌اند و در حال پیشبرد ماموریت خود هستند.

۱۴. تحلیل شخصیت‌های کلیدی

شخصیت

تحلیل

گریس اشکرافت

شخصیتی تراژیک که در جستجوی هویت خود و حقیقت مرگ مادرش است. او از یک تحلیل‌گر اطلاعاتی به یک مبارز تمام‌عیار تبدیل می‌شود.

لیان اس. کندی

بازمانده‌ای که سال‌ها با کابوس‌های راکون سیتی زندگی کرده. بیماری نهفته او نماد زخم‌های عمیقی است که هرگز التیام نیافته‌اند.

ویکتور گیدئون

دانشمندی که میراث آمبرلا را ادامه می‌دهد، اما در نهایت توسط وسواس خود نابود می‌شود.

زنو

نماینده سازمان The Connections که الپیس را به عنوان یک سلاح می‌خواهد، در حالی که اسپنسر آن را به عنوان «امید» طراحی کرده بود.

امیلی

نماد معصومیت قربانی‌شده؛ دختری که در جهنم رودز هیل زندانی شده بود.

۱۵. تحلیل مفاهیم عمیق داستان

میراث آمبرلا و پشیمانی اسپنسر

یکی از مهم‌ترین پیام‌های بازی، تغییر نگاه به اوزول ای. اسپنسر است. اسپنسر که همیشه به عنوان شرور مطلق معرفی می‌شد، در این بازی به عنوان کسی که در پایان زندگی‌اش دچار پشیمانی شده، به تصویر کشیده می‌شود. الپیس که قرار بود یک ویروس برای کنترل ذهن باشد، در نهایت به یک عامل ضدویروسی تبدیل می‌شود.

زخم‌های راکون سیتی

بازی به خوبی نشان می‌دهد که زخم‌های راکون سیتی هرگز بهبود نیافته‌اند. لیان، شری و سایر بازماندگان سال‌ها با ویروس T نهفته در بدنشان زندگی کرده‌اند و این بیماری، استعاره‌ای از ترومایی است که هرگز از بین نمی‌رود.

هویت و انتخاب

گریس در طول بازی با پرسش‌های هویتی دست‌وپنجه نرم می‌کند. آیا او یک سلاح است؟ یک کلید؟ یا یک انسان معمولی؟ پاسخ نهایی این است که انتخاب اوست که هویتش را تعیین می‌کند.

امید در برابر نابودی

دو پایان بازی، تقابل میان امید و نابودی را به تصویر می‌کشند. پایان «امید» نشان می‌دهد که حتی در تاریک‌ترین لحظات، می‌توان به آینده‌ای بهتر امیدوار بود.

۱۶. سوالات متداول

۱. آیا Resident Evil Requiem دنباله مستقیم RE Village است؟
بله، این بازی دنباله‌ای بر وقایع RE Village است و در سال ۲۰۲۶، حدود پنج سال پس از آن رویدادها جریان دارد.

۲. آیا لیان کندی در این بازی می‌میرد؟
بستگی به انتخاب بازیکن دارد. در پایان «نابودی»، لیان می‌میرد. در پایان «امید»، او زنده می‌ماند و درمان می‌شود.

۳. الپیس دقیقاً چیست؟
الپیس آخرین پروژه اسپنسر است که در ابتدا به عنوان یک ویروس کنترل‌کننده ذهن طراحی شد، اما در نهایت به یک عامل ضدویروسی تبدیل شد که می‌تواند تمام عفونت‌های مبتنی بر ویروس را خنثی کند.

۴. رابطه گریس با الپیس چیست؟
گریس «کلید» فعال‌سازی الپیس است. او به طور طبیعی متولد شده اما بر اساس وصیت اسپنسر به مادرش سپرده شده است.

۵. آیا کریس ردفیلد در بازی حضور دارد؟
کریس به طور مستقیم در بازی حضور ندارد، اما در پایان، مشخص می‌شود که او آمبر آیز را برای نجات لیان و گریس اعزام کرده است.

۶. امیلی چه کسی است؟
امیلی یکی از نمونه‌های شبیه‌سازی‌شده است که در رودز هیل زندانی بود. او در پایان بازی زنده می‌ماند و گریس سرپرستی او را بر عهده می‌گیرد.

۷. آیا بازی چند پایان دارد؟
بله، بازی دو پایان اصلی دارد: «نابودی» (پایان تلخ) و «امید» (پایان خوب).

۱۷. جمع‌بندی

Resident Evil Requiem یک شاهکار در زمینه روایت، شخصیت‌پردازی و ایجاد پیوند با گذشته این مجموعه است. این بازی نه تنها داستان شخصیت‌های محبوب مانند لیان و شری را ادامه می‌دهد، بلکه با معرفی گریس اشکرافت و پرداختن به میراث اسپنسر، لایه‌های جدیدی به اسطوره‌شناسی این مجموعه اضافه می‌کند.

پیام نهایی: در جهانی که توسط ویروس‌ها، سازمان‌های مخفی و توهمات قدرت شکل گرفته است، تنها چیزی که واقعاً اهمیت دارد، امید و انتخاب ماست. شاید اسپنسر در پایان زندگی‌اش این را فهمید. شاید وقت آن رسیده که ما نیز بفهمیم.

حالا نوبت توئه — کدوم پایان رو انتخاب می‌کنی؟
«نابودی» که در آن لیان فدا می‌شود؟
یا «امید» که در آن آینده‌ای روشن‌تر در انتظار همه است؟

کامنتت رو بذار، دوست دارم بدونم ♥

— «تو امید من هستی.» این آخرین سخن مادری بود که می‌دانست دخترش قرار است دنیا را تغییر دهد.


نظرها (۰)

هنوز نظری ثبت نشده است.

محتوای مرتبط