رمدی اینترتینمنت (Remedy Entertainment) یکی از معدود استودیوهایی است که بازیهایش را میتوان فراتر از چند تجربه مستقل دید. این استودیو طی سالها مجموعههایی ساخته که هرکدام هویت مخصوص خودشان را دارند؛ از داستان جنایی و تاریک مکس پین گرفته تا سفرهای روانشناختی آلن ویک، دستکاری زمان در کوانتوم بریک و پدیدههای فراطبیعی کنترل.
اما سؤال جذاب اینجاست: آیا این بازیها واقعاً به یکدیگر متصلاند؟ آیا میتوان اتفاقات آنها را تکههایی از یک داستان بزرگتر دانست؟ و مهمتر از همه، نقش جهان متصل رمدی در این میان چیست؟
برای پاسخ، باید مرز میان ارتباطهای رسمی داستانی، ارجاعات پنهان و نظریههای طرفداران را مشخص کنیم؛ چون همهچیزهایی که شبیه یک سرنخ به نظر میرسند، الزاماً بخشی از یک جهان مشترک نیستند.
مکس پین؛ نقطه شروع هویت رمدی

پاسخ را باید بیشتر در سبک روایت و سابقه استودیو جستوجو کرد تا در یک خط داستانی مستقیم. مکس پین پر از شخصیتهایی است که با واقعیت تلخ زندگی خود دستوپنجه نرم میکنند؛ شخصیتهایی که ذهن، خاطره و ادراکشان بهاندازه دشمنان بیرونی اهمیت دارد.
این عناصر بعدها در آلن ویک و کنترل، شکلهایی پیچیدهتر پیدا کردند. با این حال، شباهتهای موضوعی بهتنهایی ثابت نمیکنند که مکس پین در همان جهان داستانی آلن ویک و کنترل قرار دارد.
نکته مهم دیگر، مالکیت مجموعه است. حقوق مکس پین در اختیار راکستار است و رمدی برای بازسازی مکس پین و مکس پین ۲ با راکستار همکاری میکند. بنابراین، استفاده از این شخصیتها در داستانهای آینده به شرایط حقوقی و توافق میان شرکتها وابسته است.
آلن ویک؛ نویسندهای که داستانهایش از مرز واقعیت عبور میکنند

در سال ۲۰۱۰، رمدی با انتشار آلن ویک وارد مسیری شد که بعدها به شکلگیری جهان متصل رسمی این استودیو کمک کرد.
آلن ویک نویسندهای است که در شهر مرموز برایت فالز گرفتار اتفاقاتی میشود که مرز میان واقعیت و داستان را از بین میبرند. نیروی تاریکی که با آن مواجه میشود، صرفاً یک تهدید فیزیکی نیست؛ بلکه با نوشتهها، تخیل و توانایی تغییر واقعیت ارتباط دارد اینجا همان جایی است که فلسفه داستانگویی رمدی از یک روایت جنایی به یک معمای فراطبیعی تبدیل میشود.
یکی از مهمترین نکات، شخصیت الکس کیسی است؛ کارآگاه داستانهای جنایی آلن ویک که شباهتهای آشکاری به مکس پین دارد. هر دو کارآگاههایی با گذشتهای تلخ هستند و هر دو با صدای جیمز مککافری در آثار رمدی شناخته شدند. البته الکس کیسی شخصیت مستقلی است و نباید او را بدون قیدوشرط همان مکس پین در نظر گرفت.
آلن ویک همچنین از همان ابتدا نشانههایی از دنیایی بزرگتر را در خود داشت؛ از سازمانهای مرموز گرفته تا پدیدههایی که بعدها در کنترل با جزئیات بیشتری معرفی شدند.
با انتشار آلن ویک ۲ در سال ۲۰۲۳، این ارتباطها پررنگتر شدند. داستان بازی نهتنها روایت آلن را ادامه میدهد، بلکه با معرفی شخصیتهایی مانند ساگا اندرسون و گسترش مفهوم جهانهای موازی، فضای بیشتری برای ارتباط با دیگر آثار رمدی ایجاد میکند.
کوانتوم بریک؛ بازیای که میتوانست حلقه اتصال باشد

اما چرا کوانتوم بریک همیشه در بحث جهان مشترک رمدی حضور دارد؟
چون بازی پر از اشاره به آلن ویک است. نام این نویسنده، برنامه تلویزیونی نایت اسپرینگز و حتی نشانههایی از داستانهای مرتبط با آثار دیگر رمدی در محیط بازی دیده میشوند. همچنین، شخصیت جک جویس را شان اشmore بازی میکند؛ بازیگری که بعدها نقش کلانتر تیم بریکر را در آلن ویک ۲ بر عهده گرفت.
شباهتها به همینجا ختم نمیشوند. تیم بریکر در آلن ویک ۲ درباره افراد و واقعیتهایی صحبت میکند که یادآور اتفاقات کوانتوم بریک هستند. این نشانهها به نظریههای طرفداران درباره ارتباط میان شخصیتها و جهانهای موازی دامن زدهاند.
با این حال، یک مانع مهم وجود دارد: کوانتوم بریک رسماً بخشی از جهان متصل رمدی محسوب نمیشود. حقوق مالکیت فکری این بازی در اختیار مایکروسافت است و رمدی نمیتواند صرفاً به دلیل ساخت بازی، تمام شخصیتها و داستان آن را آزادانه وارد مجموعههای دیگر کند.
بنابراین، کوانتوم بریک را بهتر است اثری سرشار از ارتباطها و ارجاعات به دنیای رمدی بدانیم، نه یکی از اجزای تأییدشده جهان مشترک آن.
کنترل؛ جایی که تکه های پازل کنار هم قرار گرفتند

اگر آلن ویک دری را به دنیای ناشناخته باز کرد، کنترل در سال ۲۰۱۹ وارد آن شد و قوانین این دنیای عجیب را به شکل جدیتری توضیح داد.
داستان بازی درباره جسی فیدن است؛ زنی که برای یافتن برادر گمشدهاش وارد ساختمان مرموز قدیمیترین خانه میشود. این ساختمان مقر اداره فدرال کنترل است؛ سازمانی که وظیفه بررسی و مهار پدیدههای فراطبیعی را بر عهده دارد.
اشیای تغییریافته، موجودات ناشناخته، مکانهای غیرممکن و رویدادهای دگرگونکننده جهان، همگی بخشی از فعالیتهای این سازمان هستند.
نکته مهم این است که کنترل صرفاً به آلن ویک اشاره نمیکند؛ بلکه ارتباط میان دو مجموعه را به بخشی از داستان رسمی تبدیل میکند. پروندههای اداره فدرال کنترل درباره اتفاقات برایت فالز و محتوای بسته الحاقی «ایدبلیوئی» مستقیماً به رویدادهای آلن ویک میپردازند.
در اینجا دیگر صرفاً با یک شوخی یا اشاره پنهان مواجه نیستیم؛ با دو داستانی روبهرو هستیم که در یک جهان مشترک اتفاق میافتند.
کنترل همچنین با اشاره به مکس پین و کوانتوم بریک، به طرفداران اجازه میدهد میان آثار مختلف رمدی ارتباطهای جالبی پیدا کنند. با این تفاوت که این ارجاعات لزوماً به معنای حضور رسمی آن بازیها در جهان مشترک نیستند.
پس ارتباط نهایی این چهار بازی چیست؟
برای جمعبندی، باید میان سه مفهوم تفاوت قائل شویم:
جهان مشترک رسمی: آلن ویک و کنترل، دو مجموعهای هستند که رمدی رسماً آنها را بهعنوان بخشهای متصل یک جهان داستانی معرفی کرده است.
ارتباطهای غیررسمی و ارجاعات: مکس پین و کوانتوم بریک سرشار از شباهتها، شخصیتهای مشابه و اشارههایی به دیگر بازیهای رمدی هستند؛ اما حقوق مالکیت فکری و تأیید رسمی، مانع از آن است که آنها را بدون قیدوشرط بخشی از این جهان بدانیم.
ارتباط موضوعی: هر چهار بازی از علاقه رمدی به روایت غیرخطی، شخصیتهای پیچیده، واقعیتهای چندگانه و مرز مبهم میان ذهن و جهان بیرونی بهره میبرند.
رمدی در اسناد رسمی خود نیز آلن ویک و کنترل را دو مجموعه متعلق به خودش معرفی میکند که به یکدیگر متصلاند، در حالی که مکس پین را مجموعهای متعلق به یک شریک تجاری میداند.
نتیجهگیری؛ یک جهان بزرگ یا چهار تجربه متفاوت؟
جذابیت آثار رمدی در این است که برای لذت بردن از آنها نیازی نیست تمام سرنخها را کنار هم قرار دهید؛ اما اگر این کار را انجام دهید، متوجه میشوید که استودیو چگونه ایدههای قدیمی خود را در قالبهای تازه بازآفرینی میکند.
مکس پین پایههای داستانگویی تاریک و شخصیتمحور رمدی را بنا کرد. کوانتوم بریک سراغ زمان و واقعیتهای احتمالی رفت. آلن ویک مرز میان داستان و جهان واقعی را به چالش کشید و کنترل این ایدهها را در قالب یک جهان فراطبیعی گستردهتر توسعه داد.
با وجود این، نباید هر شباهت یا شخصیت مشترکی را مدرک قطعی یک جهان واحد بدانیم. جهان متصل رسمی رمدی فعلاً بر پیوند آلن ویک و کنترل استوار است؛ مکس پین و کوانتوم بریک هم با وجود ارتباطهای جذاب، جایگاه متفاوتی دارند.
شاید همین موضوع بهترین ویژگی داستانگویی رمدی باشد: همیشه چیزی برای کشف کردن وجود دارد، حتی وقتی پاسخ تمام معماها هنوز مشخص نیست.
This is not just a story. It’s a nightmare I can’t wake up from.
امیدوارم لذت برده باشید با عشق دکتر بازی





