داستان کامل بازی Uncharted: Golden Abyss | راز شهر طلایی و نفرین رادیواکتیو
مقاله

داستان کامل بازی Uncharted: Golden Abyss | راز شهر طلایی و نفرین رادیواکتیو

سهیل علیزاده — ۱۴۰۵/۷/۶
۱۷ دقیقه مطالعه

Uncharted: Golden Abyss از نظر زمانی، پیش از اتفاقات Uncharted: Drake's Fortune رخ می‌دهد و یکی از ماجراهای اولیه‌ی نیتن دریک است. داستان در پاناما جریان دارد و محور اصلی آن جست‌وجوی شهر افسانه‌ای Quivira و راز یک تمدن نابودشده است .

0.0 از ۵ (۰ امتیاز)

1. مقدمه: آغاز ماجراهای نیتن دریک

«بعضی گنج‌ها نباید پیدا شوند. بعضی رازها نباید فاش شوند.»
— نیتن دریک

Uncharted: Golden Abyss از نظر زمانی، پیش از اتفاقات Uncharted: Drake's Fortune رخ می‌دهد و یکی از ماجراهای اولیه‌ی نیتن دریک است. داستان در پاناما جریان دارد و محور اصلی آن جست‌وجوی شهر افسانه‌ای Quivira و راز یک تمدن نابودشده است .

این بازی که برای کنسول دستی PlayStation Vita منتشر شد، یکی از بهترین و جاه‌طلبانه‌ترین بازی‌های این کنسول محسوب می‌شود و توانست توانایی‌های سخت‌افزاری PS Vita را به رخ بکشد.

۲. شناسنامه فنی بازی

مشخصه

توضیحات

توسعه‌دهنده

Bend Studio

ناشر

Sony Computer Entertainment

پلتفرم

PlayStation Vita (انحصاری)

تاریخ انتشار

۱۵ فوریه ۲۰۱۲ (ژاپن) — ۲۲ فوریه ۲۰۱۲ (جهانی)

سبک

اکشن-ماجراجویی / تیراندازی سوم‌شخص

حالت

تک‌نفره

جایگاه در خط زمانی

پیش از Uncharted: Drake's Fortune

۳. شخصیت‌های اصلی

شخصیت

نقش

توضیحات

نیتن دریک

قهرمان اصلی

گنج‌یاب جوان که به دنبال شهر افسانه‌ای کویویرا است

ماریسا چیس (Marisa Chase)

همکار و عشق نیتن

نوه‌ی باستان‌شناس وینسنت پرز که به دنبال تکمیل تحقیقات پدربزرگش است

جیسون دانته (Jason Dante)

آنتاگونیست/خیانت‌کار

دوست قدیمی نیتن که به او خیانت می‌کند

روبرتو گوئرو (Roberto Guerro)

آنتاگونیست اصلی

رهبر شورشیان که به دنبال گنج کویویرا برای تأمین مالی نیروهایش است

ویکتور سالیوان (سالی)

متحد

دوست قدیمی نیتن که به او در نجات چیس کمک می‌کند

وینسنت پرز (Vincent Perez)

شخصیت کلیدی

باستان‌شناس مشهوری که سال‌ها به دنبال کویویرا بوده است

۴. داستان کامل

۱. شروع داستان؛ نیتن دریک در آستانه‌ی جهنم

بازی از جایی شروع می‌شود که نیتن دریک در میان خرابه‌های یک معبد باستانی، در حال بالا رفتن از سازه‌ای عظیم است. اما اینجا یک مشکل وجود دارد: مزدورهای مسلح در همه‌جا حضور دارند و به محض دیدن نیتن به او حمله می‌کنند .

نیتن متوجه می‌شود که افراد جیسون دانته، دوست قدیمی‌اش، در این منطقه حضور دارند و ظاهراً دانته می‌خواهد هر طور شده جلوی رسیدن او به مقصد را بگیرد. نیتن خودش را به بالای معبد می‌رساند، اما ناگهان یک انفجار باعث می‌شود از ساختمان سقوط کند. در همین لحظه، داستان به دو هفته قبل برمی‌گردد .

۲. ملاقات نیتن با جیسون دانته

دو هفته قبل، نیتن در جنگل‌های پاناما با جیسون دانته همراه شده است. دانته یک شکارچی گنج و ماجراجوی قدیمی است که نیتن از مدت‌ها قبل او را می‌شناسد. حتی رابطه‌ی قدیمی آنها باعث شده نیتن به او اعتماد نسبی داشته باشد .

دانته از نیتن می‌خواهد در یک عملیات باستان‌شناسی کمکش کند. هدف آنها پیدا کردن سرنخ‌هایی درباره‌ی کویویرا است؛ شهری افسانه‌ای که گفته می‌شود یکی از هفت شهر طلایی بوده است. اما خیلی زود مشخص می‌شود که این مأموریت آن‌قدرها هم ساده نیست .

جیسون دانته

۳. ورود ماریسا چیس

در محل حفاری، نیتن با دختری به نام ماریسا چیس روبه‌رو می‌شود. چیس نوه‌ی باستان‌شناس مشهوری به نام وینسنت پرز است؛ مردی که سال‌ها زندگی خود را صرف پیدا کردن کویویرا کرده است .

چیس از همان ابتدا به دانته اعتماد ندارد. او حتی مخفیانه دنبال آنها آمده تا مطمئن شود دانته چه چیزی را دنبال می‌کند. نیتن و چیس هنگام بررسی محل حفاری، با بقایای چند کُنکیستادور اسپانیایی روبه‌رو می‌شوند که حدود چهارصد سال قبل کشته شده‌اند .

اما چیزی عجیب است: آنها در نبرد کشته نشده‌اند. شواهد نشان می‌دهد که این افراد مسموم شده‌اند. کنار اجساد نیز یک سنگ قبر یا نشان باستانی وجود دارد که روی آن نمادی عجیب دیده می‌شود؛ نمادی که نیتن آن را مرتبط با یک گروه مذهبی اسپانیایی می‌داند .

ماریسا چیس

۴. راز بزرگ چیس

دانته برای مدتی از آنها جدا می‌شود. چیس از فرصت استفاده می‌کند و به نیتن می‌گوید که یک راز دارد. او یک گردنبند/طلسم طلایی در اختیار دارد که متعلق به پدربزرگش، وینسنت پرز، بوده است. دانته از وجود این طلسم خبر ندارد .

چیس معتقد است این وسیله می‌تواند آنها را به کویویرا برساند. نیتن ابتدا محتاط است، اما خیلی زود متوجه می‌شود که چیس واقعاً به دنبال تکمیل تحقیقات پدربزرگش است. به همین دلیل، نیتن و چیس تصمیم می‌گیرند به‌جای اینکه صرفاً با دانته کار کنند، خودشان سرنخ‌ها را دنبال کنند .

۵. ورود روبرتو گوئرو

مشکل اصلی زمانی ظاهر می‌شود که روبرتو گوئرو وارد ماجرا می‌شود. گوئرو یک رهبر نظامی و شورشی قدرتمند است که در منطقه نفوذ زیادی دارد. او نیز به دنبال گنج کویویراست. دلیلش فقط طمع نیست؛ او می‌خواهد از ثروت به‌دست‌آمده برای تأمین مالی نیروهایش استفاده کند .

در همین زمان مشخص می‌شود که دانته مخفیانه با گوئرو همکاری می‌کرده است. دانته برای ادامه‌ی حفاری، اطلاعات تحقیقات وینسنت پرز را در اختیار گوئرو گذاشته و در مقابل اجازه گرفته بود در منطقه فعالیت کند. اما حالا ورود نیتن و چیس همه‌چیز را پیچیده کرده است. گوئرو افرادش را می‌فرستد و نیتن و چیس دستگیر می‌شوند .

روبرتو گوئرو

۶. فرار نیتن و چیس

نیتن و چیس مدتی در اختیار افراد گوئرو هستند. اما چیس تسلیم نمی‌شود. او موفق می‌شود راهی برای فرار پیدا کند و در جریان فرار، نیتن را نیز نجات دهد .

آن دو از اردوگاه گوئرو خارج می‌شوند و دوباره سراغ سرنخ‌های وینسنت پرز می‌روند. آنها به خانه و محل تحقیقات پرز می‌رسند. اینجاست که حقیقت تلخی مشخص می‌شود .

۷. سرنوشت وینسنت پرز

پدربزرگ چیس سال‌ها به دنبال کویویرا بوده است. اما او به بیماری سختی مبتلا شده بود و می‌دانست زمان زیادی برایش باقی نمانده است. به همین دلیل، جیسون دانته را استخدام کرده بود تا تحقیقاتش را ادامه دهد. اما بعد از مدتی، پرز ناپدید شد .

نیتن و چیس در ادامه‌ی مسیر به بقایای تحقیقات او می‌رسند و متوجه می‌شوند که پرز در نهایت بر اثر بیماری از دنیا رفته است. برای چیس، این لحظه بسیار سنگین است. تمام این ماجرا برای او فقط پیدا کردن طلا نیست؛ او می‌خواهد کاری را که پدربزرگش شروع کرده، به پایان برساند .

۸. فرقه‌ی Sete Cidades

نیتن از نوشته‌ها و مدارک پرز متوجه می‌شود که داستان کویویرا به گروهی مخفی به نام Sete Cidades مربوط است. این گروه به دنبال افسانه‌ی هفت شهر طلایی بوده است .

یکی از شخصیت‌های تاریخی مهم در این داستان، راهبی به نام Marcos de Niza است. مارکوس در قرن شانزدهم به دنبال شهر طلایی کویویرا بوده و در جریان سفرهایش با راهنمایی به نام Esteban همراه شده بود. سرنخ‌های پرز نشان می‌دهد که داستان واقعی احتمالاً با چیزی که تاریخ رسمی درباره‌ی سفر آنها می‌گوید تفاوت دارد .

Sete Cidades

۹. شمشیر استفن

یکی از مهم‌ترین سرنخ‌ها عبارت Sword of Stephen است. نیتن متوجه می‌شود منظور از «استفن» در واقع استبان، راهنمای مارکوس، است. بنابراین او و چیس به دنبال مقبره‌ی استبان می‌روند .

در یک مجموعه‌ی باستانی متعلق به Sete Cidades، آنها وارد یک مقبره‌ی مخفی می‌شوند. آنجا اتفاقی تکان‌دهنده رخ می‌دهد: آنها بقایای وینسنت پرز را پیدا می‌کنند. چیس برای مرگ پدربزرگش عزاداری می‌کند .

در همین زمان، نیتن به دنبال سرنخ بعدی می‌رود و شمشیر استفن/استبان را پیدا می‌کند. روی شمشیر نمادهایی حک شده که احتمالاً مسیر رسیدن به کویویرا را نشان می‌دهند. نیتن از این نمادها نسخه‌برداری می‌کند. او به چیس می‌گوید اگر آنها کویویرا را پیدا کنند، این کشف متعلق به پدربزرگ او خواهد بود .

اما چیس حرف دیگری می‌زند: این دیگر فقط میراث پدربزرگش نیست. این کشف متعلق به هر دوی آنهاست. و از اینجا رابطه‌ی همکاری نیتن و چیس جدی‌تر می‌شود .

Sword of Stephen

۱۰. خیانت دوباره‌ی دانته

درست زمانی که نیتن و چیس فکر می‌کنند یک قدم تا کویویرا فاصله دارند، جیسون دانته سر می‌رسد. او چیس را گروگان می‌گیرد .

اما یک اتفاق غیرمنتظره رخ می‌دهد. روبرتو گوئرو نیز وارد می‌شود. دانته که فکر می‌کند هنوز می‌تواند گوئرو را کنترل کند، شروع به توهین به او می‌کند. گوئرو اصلاً این رفتار را تحمل نمی‌کند. او دانته را از بالکن به پایین پرت می‌کند. دانته سقوط می‌کند، اما زنده می‌ماند .

گوئرو سپس نیتن را مجبور می‌کند شمشیر استبان را تحویل دهد. او چیس را نیز با خود می‌برد. اکنون نیتن با یک مشکل بزرگ روبه‌رو است: چیس دست گوئرو افتاده و مهم‌ترین سرنخ کویویرا نیز از دستش رفته است .

۱۱. اتحاد عجیب نیتن و دانته

نیتن و دانته، که تا همین چند دقیقه قبل دشمن یکدیگر بودند، مجبور می‌شوند برای فرار از محل با هم همکاری کنند. آنها از منطقه‌ی انفجاری و در حال فرو ریختن خارج می‌شوند. اما موفق نمی‌شوند چیس را نجات دهند .

پس از فرار، دانته تصمیم می‌گیرد ارتش مزدور خودش را جمع کند و برای انتقام سراغ گوئرو برود. نیتن هم مسیر خودش را می‌رود. او می‌داند که به تنهایی نمی‌تواند چیس را نجات دهد. پس به سراغ دوست قدیمی‌اش می‌رود: ویکتور «سالی» سالیوان .

۱۲. بازگشت سالی

نیتن سالی را پیدا می‌کند و از او کمک می‌خواهد. سالی ابتدا تمایل چندانی ندارد، اما در نهایت همراه نیتن می‌شود. نیتن نسخه‌هایی را که از نمادهای روی شمشیر گرفته بود کنار هم قرار می‌دهد. نمادها یک نقشه را تشکیل می‌دهند .

نقشه به مکانی به نام Temple of the Serpents اشاره می‌کند؛ معبدی که طبق نوشته‌های مارکوس، راهی به سمت «دروازه‌ی جهنم» دارد. نیتن و سالی به سمت معبد حرکت می‌کنند .

سالی

۱۳. جنگ دانته و گوئرو

در مسیر، آنها متوجه می‌شوند که دانته ارتشی از مزدوران را جمع کرده است. هدف دانته دیگر همکاری با گوئرو نیست. او می‌خواهد گوئرو را نابود کند و خودش به گنج برسد .

در نتیجه، دو گروه بزرگ وارد جنگ می‌شوند: مزدوران دانته در برابر نیروهای گوئرو. نیتن و سالی در میان این آشوب حرکت می‌کنند. اما در جریان مسیر، سالی سقوط می‌کند و پایش آسیب می‌بیند. دیگر نمی‌تواند مثل قبل حرکت کند .

سالی به نیتن می‌گوید که خودش ادامه دهد. او در عوض تلاش می‌کند یک هلیکوپتر پیدا کند تا بعداً بتواند نیتن و چیس را از آنجا خارج کند .

۱۴. نیتن به تنهایی وارد معبد می‌شود

نیتن بدون سالی به مسیر ادامه می‌دهد. و اینجا داستان به همان صحنه‌ای می‌رسد که بازی در ابتدای کار نشان داده بود .

نیتن از دیواره‌ی معبد بالا می‌رود. مزدوران دانته به سمتش حمله می‌کنند. او خودش را به بالای سازه می‌رساند. ناگهان یک انفجار بزرگ رخ می‌دهد. نیتن سقوط می‌کند، اما زنده می‌ماند .

او وارد غارهای زیر معبد می‌شود. آنجا متوجه می‌شود که نیروهای گوئرو هنوز چیس را در اختیار دارند .

۱۵. نجات چیس

نیتن خودش را به محل نگهداری چیس می‌رساند. او نیروهای گوئرو را کنار می‌زند و چیس را آزاد می‌کند .

اما چیس حاضر نیست فرار کند. چرا؟ چون درست پشت دروازه‌ای که آنها مقابلش ایستاده‌اند، احتمالاً کویویرا قرار دارد .

چیس متوجه می‌شود طلسمی که از پدربزرگش به ارث برده، احتمالاً چیزی بیشتر از یک یادگاری است. نیتن هم همین نتیجه را می‌گیرد. طلسم در واقع کلید ورود به کویویرا است. آنها با استفاده از آن، قفل باستانی دروازه را باز می‌کنند. و وارد می‌شوند .

۱۶. دروازه‌ی شهر گمشده

پشت دروازه، آنها وارد شبکه‌ای عظیم از غارها می‌شوند. مسیر آنها به یک دریاچه‌ی زیرزمینی بزرگ می‌رسد. آنها با عبور از دریاچه به دروازه‌ی دیگری می‌رسند. طلسم دوباره به کار می‌آید. دروازه باز می‌شود .

و بالاخره نیتن و چیس وارد مقصد اصلی می‌شوند: Quivira. اما چیزی که می‌بینند با تصورشان تفاوت دارد .

۱۷. کشف Golden Abyss

آنها وارد غاری عظیم می‌شوند که دیوارهایش پر از طلا است. رگه‌های طلای بسیار بزرگ در دیواره‌های غار دیده می‌شود. سکه‌ها و آثار طلایی در اطراف پخش شده‌اند. در مرکز این مکان نیز تخت طلایی قرار دارد .

اینجا همان چیزی است که افسانه‌ها از آن به عنوان شهر طلایی یاد می‌کردند: Golden Abyss .

اما نیتن خیلی زود متوجه می‌شود که چیزی درست نیست. در اینجا اجساد زیادی وجود دارد. و در مرکز تخت طلایی، جسد استبان دیده می‌شود. جسد او به شکلی قرار گرفته که نشان می‌دهد قربانی شده است .

۱۸. حقیقت تلخ کویویرا

نیتن و چیس متوجه می‌شوند که یک وسیله‌ی اندازه‌گیری تشعشع در وسایل چیس قرار دارد. نتیجه ترسناک است: طلای کویویرا رادیواکتیو است .

منشأ این تشعشعات، ذخایر اورانیوم موجود در منطقه است. پس مشخص می‌شود چرا تمدن کویویرا از بین رفته است. آن مردم به مرور در معرض تشعشعات قرار گرفته‌اند و جمعیتشان نابود شده است .

در نتیجه، افسانه‌ی «شهر طلایی» یک حقیقت تلخ پشت خود داشته: آنها واقعاً طلا داشته‌اند؛ اما همین طلا و محیط اطرافش به قیمت نابودی تمدنشان تمام شده بود .

Quivira

۱۹. راز مارکوس دِ نیسا

اما یک سؤال مهم باقی می‌ماند: چه اتفاقی برای استبان افتاد؟ نیتن از شواهد موجود متوجه می‌شود که مارکوس دِ نیسا عمداً حقیقت کویویرا را پنهان کرده است .

او متوجه شده بود که این شهر طلایی خطرناک است. اما به جای اینکه اجازه دهد دیگران برای به‌دست‌آوردن طلا وارد شهر شوند، استبان و گروه همراهش را کشت و سپس اطلاعات غلطی درباره‌ی مسیر کویویرا منتشر کرد .

به همین دلیل، اطلاعات مربوط به شهر در تاریخ به شکل افسانه درآمد. یعنی مارکوس در نهایت تلاش کرده بود جلوی غارت کویویرا را بگیرد .

۲۰. دانته حقیقت را می‌دانست

اما نیتن و چیس تنها کسانی نیستند که به کویویرا رسیده‌اند. جیسون دانته نیز سرانجام وارد Golden Abyss می‌شود. و بدتر از آن: دانته از قبل می‌دانسته که طلا رادیواکتیو است .

اما برایش اهمیتی ندارد. او قصد دارد طلا را استخراج کند و در بازار غیرقانونی بفروشد. نیتن با او درگیر می‌شود. این بار دیگر بحث رفاقت قدیمی مطرح نیست. نیتن می‌داند اگر دانته این طلا را از کویویرا خارج کند، افراد دیگری نیز ممکن است در معرض خطر قرار بگیرند .

درگیری آنها به یک مبارزه‌ی تن‌به‌تن تبدیل می‌شود. در نهایت نیتن بر دانته غلبه می‌کند .

۲۱. نابودی Golden Abyss

نیتن و چیس تصمیم می‌گیرند این گنج نباید هیچ‌وقت از کویویرا خارج شود. چیس مواد منفجره‌ای را که نیروهای گوئرو در غار کار گذاشته‌اند فعال می‌کند. انفجارها شروع می‌شوند. ساختمان‌ها و غارها فرو می‌ریزند. ورودی Golden Abyss در حال نابودی است .

دانته و افرادش در داخل گرفتار می‌شوند و سرنوشت دانته عملاً با فرو ریختن مجموعه رقم می‌خورد .

۲۲. آخرین رویارویی با گوئرو

اما هنوز یک دشمن باقی مانده: روبرتو گوئرو. او با یک سلاح انفجاری به سمت ستون‌های غار شلیک می‌کند. یکی از ستون‌ها فرو می‌ریزد و روی پای چیس می‌افتد. چیس گیر می‌کند .

گوئرو آماده می‌شود تا کار نیتن و چیس را تمام کند. نیتن مقابل او قرار می‌گیرد. درگیری نهایی آنها آغاز می‌شود .

در جریان مبارزه، نیتن موفق می‌شود گوئرو را به سمت یک پل آسیب‌دیده و در حال سوختن بکشاند. پل تحمل وزن او را ندارد. گوئرو سقوط می‌کند و کشته می‌شود. با مرگ او، داستان انقلاب و تعقیب نیتن و چیس پایان پیدا می‌کند .

۲۳. نجات چیس

حالا نیتن باید چیس را نجات دهد. او خودش را به چیس می‌رساند و سنگ بزرگی را که روی پای او افتاده کنار می‌زند. اما هنوز یک مشکل بزرگ وجود دارد: کل مجموعه در حال فرو ریختن است .

آنها باید هرچه سریع‌تر خارج شوند. در همین لحظه، صدای آشنایی شنیده می‌شود. سالی برگشته است. او با هلیکوپتری که به دست آورده، به دنبال نیتن و چیس آمده است. سالی آنها را از منطقه خارج می‌کند. نیتن و چیس بالاخره از جهنم کویویرا فرار می‌کنند .

۲۴. پایان داستان؛ دور انداختن طلسم

پس از فرار، نیتن، چیس و سالی روی یک سازه‌ی باستانی توقف می‌کنند. چیس هنوز طلسم طلایی را دارد. نیتن آن را به او می‌دهد .

چیس برای چند لحظه به طلسم نگاه می‌کند. این وسیله باعث شده بود همه‌ی این اتفاقات رخ دهد:

  • پدربزرگش را از دست داد

  • با دانته و گوئرو درگیر شدند

  • کویویرا را پیدا کردند

  • و فهمیدند چیزی که همه برایش جان می‌دادند، در واقع یک گنج مرگبار بوده است

چیس تصمیم می‌گیرد این چرخه را برای همیشه تمام کند. او طلسم را به داخل جنگل پرتاب می‌کند. یعنی نمی‌خواهد هیچ‌کس دوباره به دنبال آن بیاید .

۲۵. آخرین لحظه‌ی نیتن و چیس

در پایان، بین نیتن و چیس لحظه‌ای احساسی شکل می‌گیرد. رابطه‌ی آنها در طول ماجرا از بی‌اعتمادی به همکاری و سپس صمیمیت تبدیل شده است. به نظر می‌رسد نیتن و چیس می‌خواهند لحظه‌ای عاشقانه داشته باشند، اما درست در همان زمان... سالی سر می‌رسد! .

او آماده‌ی حرکت با هلیکوپتر است و طبق معمول شروع به تعریف کردن داستان‌های خودش می‌کند. نیتن و چیس هم همراه سالی از آنجا دور می‌شوند. و داستان Uncharted: Golden Abyss به پایان می‌رسد .

۵. دشمنان

دشمن

توضیحات

مزدوران دانته

ارتش خصوصی جیسون دانته که در سراسر بازی با آن‌ها روبرو می‌شوید

نیروهای گوئرو

شورشیان تحت رهبری روبرتو گوئرو

جیسون دانته

آنتاگونیست ثانویه که به نیتن خیانت می‌کند

روبرتو گوئرو

آنتاگونیست اصلی که به دنبال گنج کویویرا برای تأمین مالی نیروهایش است

کُنکیستادورهای اسپانیایی

بقایای سربازان اسپانیایی که توسط مارکوس مسموم شده‌اند

۶. تحلیل مفاهیم عمیق داستان

طمع و نفرین

طمع و نفرین یکی از مهم‌ترین درون‌مایه‌های بازی است. طلای کویویرا، نماد طمع انسان است که به نفرین تبدیل شده. کسانی که به دنبال آن می‌روند، در نهایت قربانی آن می‌شوند .

اعتماد و خیانت

اعتماد و خیانت نیز نقش کلیدی در داستان دارند. نیتن به دانته، دوست قدیمی‌اش، اعتماد می‌کند اما دانته به او خیانت می‌کند. از سوی دیگر، چیس که در ابتدا به نیتن بی‌اعتماد بود، در نهایت به او اعتماد می‌کند .

میراث خانوادگی

میراث خانوادگی یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های چیس در این داستان است. او می‌خواهد کاری را که پدربزرگش شروع کرده، به پایان برساند. این نشان می‌دهد که چگونه میراث خانوادگی می‌تواند نسل‌ها را به هم پیوند دهد .

حقیقت و افسانه

حقیقت و افسانه در این بازی نقش محوری دارند. شهر طلایی کویویرا، که افسانه‌ای درباره‌ی آن وجود دارد، در واقع یک گنج مرگبار است. این نشان می‌دهد که حقیقت همیشه آن‌طور که به نظر می‌رسد، نیست .

۷. جمع‌بندی

Uncharted: Golden Abyss یکی از بهترین و جاه‌طلبانه‌ترین بازی‌های کنسول PlayStation Vita است که با روایتی جذاب، شخصیت‌پردازی قوی و گیم‌پلی نفس‌گیر، استانداردهای جدیدی را برای بازی‌های این کنسول تعیین کرد. این بازی، داستان نیتن دریک را پیش از وقایع Drake's Fortune روایت می‌کند و او را درگیر ماجراجویی می‌کند که در آن با خیانت، طمع، میراث خانوادگی و راز یک تمدن نابودشده روبرو می‌شود .

داستان این بازی، با معرفی شهر افسانه‌ای کویویرا، طلای رادیواکتیو و شخصیت‌های به‌یادماندنی مانند ماریسا چیس و جیسون دانته، یکی از بهترین روایت‌های این مجموعه را ارائه می‌دهد. نیتن دریک در این بازی، نه تنها با دشمنان بیرونی می‌جنگد، بلکه با اهریمن درون خود نیز دست‌وپنجه نرم می‌کند و در نهایت، به قهرمانی تبدیل می‌شود که برای نجات دیگران از هیچ فداکاری دریغ نمی‌کند .

پیام نهایی: «بعضی گنج‌ها نباید پیدا شوند. بعضی رازها نباید فاش شوند.» نیتن دریک در این بازی، سرانجام می‌فهمد که هدف واقعی ماجراجویی‌اش، نه فقط پیدا کردن گنج، بلکه محافظت از کسانی است که دوستشان دارد .

حالا نوبت توئه — کدوم لحظه از داستان بیشتر تو دلت موند؟
کشف جسد وینسنت پرز؟ کشف راز رادیواکتیو بودن طلا؟ نبرد نهایی با گوئرو؟ یا شاید لحظه‌ای که چیس طلسم را به داخل جنگل پرتاب کرد؟

کامنتت رو بذار، دوست دارم بدونم ♥

— «بعضی گنج‌ها نباید پیدا شوند. بعضی رازها نباید فاش شوند.» نیتن دریک در این بازی، سرانجام می‌فهمد که هدف واقعی ماجراجویی‌اش، نه فقط پیدا کردن گنج، بلکه محافظت از کسانی است که دوستشان دارد. آیا تو نیز به این باور رسیده


سوالات متداول

آیا Uncharted: Golden Abyss پیش از Drake's Fortune رخ می‌دهد؟

بله، این بازی از نظر خط زمانی، پیش از Uncharted: Drake's Fortune رخ می‌دهد و یکی از ماجراهای اولیه‌ی نیتن دریک است .

کویویرا چیست؟

کویویرا یک شهر افسانه‌ای است که گفته می‌شود یکی از هفت شهر طلایی بوده است. نیتن و چیس در این بازی به دنبال پیدا کردن آن هستند .

چرا طلای کویویرا رادیواکتیو است؟

طلای کویویرا به دلیل ذخایر اورانیوم موجود در منطقه، رادیواکتیو است. این تشعشعات باعث نابودی تمدن کویویرا شده است .

چرا مارکوس دِ نیسا استبان را کشت؟

مارکوس متوجه شده بود که کویویرا خطرناک است و برای جلوگیری از غارت شهر، استبان و گروه همراهش را کشت و اطلاعات غلطی درباره‌ی مسیر کویویرا منتشر کرد .

آیا جیسون دانته در پایان بازی می‌میرد؟

بله، جیسون دانته در جریان نابودی Golden Abyss در داخل غارها گرفتار می‌شود و می‌میرد .

پایان بازی چگونه است؟

نیتن و چیس کویویرا را نابود می‌کنند، گوئرو کشته می‌شود و سالی آنها را با هلیکوپتر نجات می‌دهد. چیس طلسم را به داخل جنگل پرتاب می‌کند تا هیچ‌کس دوباره به دنبال آن نیاید .

آیا بازی چند پایان دارد؟

خیر، بازی یک پایان خطی دارد که با نجات نیتن و چیس و دور انداختن طلسم به پایان می‌رسد .

نظرها (۰)

هنوز نظری ثبت نشده است.

    محتوای مرتبط