۱. مقدمه: آغاز یک ماجراجویی افسانهای
«من یک گنجیاب هستم، نه یک دزد. تفاوت این دو در این است که من چیزهایی را پیدا میکنم که دیگران فکر میکنند وجود ندارند.»
— نیتن دریک
Uncharted: Drake's Fortune اولین قسمت از مجموعهی محبوب Uncharted است که توسط استودیوی Naughty Dog توسعه داده شد و Sony Computer Entertainment وظیفهی انتشار آن را بر عهده داشت. این بازی نخستین بار در مراسم E3 سال ۲۰۰۶ معرفی و نمایش داده شد و پس از حدود دو سال توسعه، در تاریخ ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷ بهصورت انحصاری برای کنسول PS3 منتشر شد .
این بازی پایهگذار یکی از موفقترین و محبوبترین فرنچایزهای تاریخ صنعت گیم شد و شخصیت نیتن دریک را به یکی از نمادینترین قهرمانان دنیای بازیهای ویدیویی تبدیل کرد.
۲. شناسنامه فنی بازی
مشخصه | توضیحات |
|---|---|
توسعهدهنده | Naughty Dog |
ناشر | Sony Computer Entertainment |
پلتفرم | PlayStation 3 (انحصاری) |
تاریخ انتشار | ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷ |
معرفی اولیه | E3 2006 |
سبک | اکشن-ماجراجویی / پلتفرمر |
حالت | تکنفره |
۳. شخصیتهای اصلی
شخصیت | نقش | توضیحات |
|---|---|---|
نیتن دریک | قهرمان اصلی | گنجیاب ماجراجو که ادعا میکند از نوادگان سر فرانسیس دریک است |
النا فیشر | همکار و عشق نیتن | خبرنگار و مستندسازی که در جستجوی گنج به نیتن میپیوندد |
ویکتور سالیوان (سالی) | مربی و دوست نیتن | گنجیاب کهنهکار و شریک قدیمی نیتن |
گابریل رومن | آنتاگونیست اصلی | گنجیاب حرفهای با یک گروه مزدور |
آتوک ناوارو | آنتاگونیست | باستانشناس و دستیار رومن که به او خیانت میکند |
ادی راجا | آنتاگونیست/متحد | همکار سابق نیتن که رهبری گروهی از دزدان دریایی را بر عهده دارد |
۴. داستان کامل
کشف تابوت سر فرانسیس دریک
در ابتدای بازی، نیتن دریک موفق میشود تابوت گمشدهی سر فرانسیس دریک را پیدا کند؛ تابوتی که گفته میشود بیش از ۴۰۰ سال پیش در دریا دفن شده است. النا فیشر نیز که برای ضبط اتفاقات مربوط به یک مستند در همان محل حضور دارد، به نیتن کمک میکند .
اما وقتی آنها تابوت را بررسی میکنند، متوجه میشوند که تابوت کاملاً خالی است و تنها چیزی که درون آن باقی مانده، یک دفتر خاطرات است. خالی بودن تابوت نظریهی نیتن را تأیید میکند؛ او معتقد است سر فرانسیس دریک در سالهای پایانی زندگی خود مرگش را جعل کرده تا بتواند به دنبال آخرین گنج زندگیاش برود .

حمله دزدان دریایی
هنوز نیتن و النا فرصت زیادی برای بررسی این موضوع پیدا نکردهاند که مورد حملهی شدید دزدان دریایی قرار میگیرند. در جریان درگیری، کشتی نیتن و النا بهشدت آسیب میبیند و آنها مجبور میشوند پیش از نابودی کامل کشتی، خودشان را به داخل اقیانوس بیندازند. در همین لحظه، ویکتور سالیوان (سالی) که با هواپیمای دریانشین خود به کمک آنها آمده، نیتن و النا را نجات میدهد .
جستوجوی ال دورادو
پس از رسیدن به ساحل، نیتن یافتههای خود را برای سالیوان توضیح میدهد. طبق اطلاعات موجود در دفتر خاطرات سر فرانسیس دریک، آخرین هدف او پیدا کردن ال دورادو (El Dorado)، یعنی شهر افسانهای گمشدهی طلا، بوده است .
نیتن و سالیوان تصمیم میگیرند برای پیدا کردن گنج راهی آمازون شوند. آنها در ابتدا تصمیم میگیرند النا را پشت سر بگذارند، زیرا سالیوان نگران است که انتشار مستند او باعث شود افراد و گروههای دیگری نیز از محل گنج باخبر شوند .
نیتن و سالیوان وارد جنگلهای بارانی منطقهی آمازون میشوند و در آنجا به ویرانههای تمدن باستانی آمریکای جنوبی و سرنخهای مختلفی دست پیدا میکنند. اما چیزی که آنها پیدا میکنند، تصورشان دربارهی ال دورادو را تغییر میدهد. ال دورادو در حقیقت یک شهر ساختهشده از طلا نیست؛ بلکه مجسمهای بسیار بزرگ از جنس طلا است که سالها پیش از محل اصلی خود برداشته و دزدیده شده است .

زیردریایی آلمانی
در همین جریان، سالیوان به نیتن اعتراف میکند که بدهی زیادی دارد و بهشدت به پیدا کردن این گنج نیازمند است؛ چراکه قصد دارد با بخشی از ثروت بهدستآمده، بدهیهای خود را پرداخت کند .
جستوجوی آنها ادامه پیدا میکند تا اینکه نیتن و سالیوان یک زیردریایی قدیمی آلمانی U-Boat را پیدا میکنند که در رودخانهی آمازون رها شده و گیر افتاده است. نیتن بهتنهایی وارد زیردریایی میشود و در داخل آن با جسد یکی از خدمه، یک صفحهی گمشده از دفتر خاطرات سر فرانسیس دریک و همچنین نقشهای روبهرو میشود. این نقشه به جزایری گرمسیری در جنوب اشاره دارد؛ محلی که احتمال میرود مجسمهی ال دورادو در آنجا قرار گرفته باشد .

ورود گابریل رومن
اما درست زمانی که نیتن و سالیوان قصد ترک منطقه را دارند، با گابریل رومن روبهرو میشوند. رومن یک گنجیاب حرفهای است که یک گروه بزرگ مزدور را تحت رهبری خود دارد. در کنار او نیز آتوک ناوارو و یک باستانشناس حضور دارند که اطلاعات گستردهای دربارهی منطقه و مجسمههای موجود در آن دارند .
خیلی زود مشخص میشود که یکی از دلایل حضور رومن در این ماجرا، بدهیهای سالیوان است. سالیوان به رومن قول داده بود که با پیدا کردن گنج ال دورادو، بدهی خود را پرداخت کند. اما رومن تصمیم میگیرد خودش کنترل ماجرا را در دست بگیرد و گنج را پیدا کند .
رومن و نیروهایش با زور، اطلاعات مهمی را از نیتن و سالیوان میگیرند. آنها نقشهی جزایر گرمسیری را از نیتن میگیرند و آماده میشوند او را بکشند. سالیوان تلاش میکند مانع آنها شود. در همین لحظه، درست چند ثانیه پیش از انفجار زیردریایی U-Boat که به دلیل فعال شدن ناگهانی و اشتباه یک اژدر رخ میدهد، رومن به جای نیتن به سالیوان شلیک میکند .
نیتن از این فرصت استفاده میکند و در میان آشفتگی ایجادشده توسط رومن و ناوارو، فرار میکند. او کمی بعد دوباره با النا روبهرو میشود. النا که از اینکه نیتن او را در اسکله رها کرده عصبانی است، با یک مشت محکم به صورت او میزند. اما وقتی النا متوجه میشود که سالیوان کشته شده، تصمیم میگیرد همراه نیتن همکاری کند .
آن دو با یکدیگر همراه میشوند تا راهی برای فرار از جنگلهای بارانی آمازون پیدا کنند و از دست مزدوران بگریزند. نیتن و النا سوار هواپیمای دریانشین سالیوان میشوند و به سمت جزیرهی ناشناختهای حرکت میکنند؛ جزیرهای که تصور میشود مجسمهی ال دورادو در آن قرار دارد .

ورود به جزیره
پس از سقوط هواپیما در نزدیکی جزیره، نیتن و النا با استفاده از چتر نجات از یکدیگر جدا میشوند. نیتن همچنان مجبور است با تعداد زیادی از دزدان دریایی مبارزه کند. پس از پیدا کردن نقشه در لاشهی هواپیمای سقوطکرده، او چتر نجات النا را میبیند که از یک قلعه آویزان شده است .
نیتن وارد قلعه میشود، اما توسط دزدان دریایی اسیر میشود. کمی بعد مشخص میشود که این گروه توسط ادی راجا، یکی از همکاران سابق نیتن، رهبری میشود. ادی به نیتن پیشنهاد میدهد که اگر او را به سمت گنج هدایت کند، جانش را نجات خواهد داد. اما مدت زیادی نمیگذرد که النا موفق میشود نیتن را از زندان آزاد کند .
آن دو با استفاده از یک خودروی جیپ از جزیره فرار میکنند و خودشان را به یک شهر سیلزده میرسانند. در این مرحله، نیتن احساس میکند شانس آنها برای مقابله با دزدان دریایی بسیار کم است و دیگر دلیلی برای ادامهی جستوجوی گنج نمیبیند. به همین دلیل تصمیم میگیرد تسلیم شود و به سمت قایق فرار کند .
راز شهر سیلزده
نیتن و النا پس از سوار شدن بر جتاسکیها، در شهر سیلزده حرکت میکنند و در حالی که از دست دزدان دریایی فرار میکنند، خودشان را به بخش گمرک شهر میرسانند. آنها با بررسی یک دفترچهی ثبت متوجه میشوند که مجسمهی ال دورادو پیشتر به داخل همین شهر سیلزده منتقل شده است .
در ادامه، مسیر نیتن و النا برای مدتی از یکدیگر جدا میشود. النا موفق میشود تصاویری از سالیوان تهیه کند؛ تصاویری که نشان میدهند سالیوان در کنار رومن و ناوارو کار میکند. النا با دیدن این تصاویر تصور میکند که سالیوان به آنها خیانت کرده است .
وقتی النا تصاویر را به نیتن نشان میدهد، نیتن حاضر نمیشود فوراً قبول کند که سالیوان خیانتکار است. او تصمیم میگیرد سالیوان را پیدا کند؛ چه برای نجات دادن او و چه برای اینکه اگر واقعاً خیانت کرده، با خودش روبهرو شود .
نیتن و النا به سمت شمال حرکت میکنند و با یک جتاسکی دیگر به منطقهی صومعه میرسند. در آنجا با تعداد زیادی از مزدوران ناوارو درگیر میشوند و با مبارزهی زیاد، راه خود را به سمت جلو باز میکنند. در نهایت آنها سالیوان را پیدا میکنند. سالیوان توضیح میدهد که در حقیقت در حال محافظت از دفتر خاطرات نیتن بوده است. او همچنین میگوید که رومن را متقاعد کرده تا در پیدا کردن گنج به او کمک کند، اما هدف اصلیاش این بوده که با دادن اطلاعات بیارزش به رومن، زمان بیشتری برای خودش بخرد .
راز نفرین جزیره
نیتن، النا و سالیوان در زیر صومعه مجموعهای از تونلهای پیچدرپیچ را پیدا میکنند. در جریان جستوجوی این تونلها، نیتن بهطور اتفاقی مکالمهی میان رومن، ناوارو و ادی را میشنود. از صحبتهای آنها مشخص میشود که رومن، ادی را برای دستگیر کردن نیتن و همچنین حفظ امنیت جزیره استخدام کرده است و در ازای آن، به ادی سهمی از گنج ال دورادو وعده داده است .
اما پس از اینکه نیتن موفق میشود فرار کند، رومن به تواناییهای ادی برای انجام مأموریتش شک میکند. ادی همچنین ادعا میکند که جزیره نفرین شده و چیزی در آن وجود دارد که باعث کشته شدن افرادش میشود. رومن این حرفها را خرافات میداند و آنها را نادیده میگیرد. در نهایت، رومن ادی، نیروها و خدمهی او را اخراج میکند .

موجودات جهشیافته
نیتن و النا در ادامه به گذرگاهی میرسند که آنها را به منطقهای با عنوان Large Treasure Vault هدایت میکند. در آنجا جسد سر فرانسیس دریک را پیدا میکنند و تصور میکنند که او در جریان جستوجوی گنج، در همین جزیره جان خود را از دست داده است .
اما پیش از اینکه بتوانند مسیر خود را ادامه دهند، بار دیگر با ادی و خدمهاش روبهرو میشوند. این بار ادی و افرادش در حال فرار از موجوداتی هستند که سرعت و قدرتی باورنکردنی دارند. طبق مدارکی که پیدا شده، احتمالاً این موجودات همان اسپانیاییهایی هستند که در گذشته برای پیدا کردن مجسمهی ال دورادو به جزیره آمده بودند .
با وجود دشمنی شدید میان نیتن و ادی، شرایط باعث میشود این دو موقتاً با یکدیگر متحد شوند. پس از اینکه یکی از افراد ادی به نام پراکسو توسط این موجودات کشته میشود، نیتن و ادی تلاش میکنند برای شکست دادن موجودات جهشیافته با یکدیگر همکاری کنند. اما این اتحاد دوام زیادی ندارد. کمی بعد، ادی نیتن را تنها میگذارد و خودش توسط یکی از موجودات به داخل یک گودال کشیده میشود و جانش را از دست میدهد .
نیتن و النا نیز به سختی موفق میشوند فرار کنند و به یک پایگاه متروکهی آلمانی مربوط به دوران جنگ جهانی دوم میرسند. نیتن برای درمان زخمهای خود وارد پایگاه میشود. در آنجا با مشاهدهی یک پروژکتور متوجه میشود که آلمانیها نیز در دوران جنگ جهانی دوم به دنبال مجسمهی طلایی ال دورادو بودهاند .
اما آلمانیها زودتر از اسپانیاییها متوجه نفرین خطرناک مجسمه میشوند و از ادامهی جستوجو دست میکشند؛ به همین دلیل به سرنوشت اسپانیاییها و جهشیافتن آنها دچار نمیشوند .
نیتن همچنین متوجه میشود که سر فرانسیس دریک نیز از قدرت و خطر مجسمه باخبر شده بود. او برای جلوگیری از خروج مجسمه از جزیره، کشتیها را تخریب کرده، باعث جاری شدن آب و سیل در شهر شده و تلاش کرده بود مجسمه را در جزیره نگه دارد و از آن محافظت کند. اما در نهایت، خود سر فرانسیس نیز به دست موجودات جهشیافته کشته شده بود .

حقیقت ال دورادو
نیتن با شجاعت تصمیم میگیرد دوباره به سمت النا برگردد. اما خیلی زود متوجه میشود که النا توسط رومن و ناوارو گرفتار شده است. نیتن در خارج از صومعه با سالیوان متحد میشود و او را از وجود نفرین مجسمه و اسیر شدن النا باخبر میکند .
آن دو در زیر صومعه، در حالی که تحت تهدید اسلحه قرار دارند، متوجه میشوند که رومن مجسمه را با استفاده از سیستمهای موجود ایمن کرده است. ناوارو از رومن میخواهد صندوقچهای را که مومیایی ال دورادو درون آن قرار دارد باز کند. رومن در تابوت مومیایی ال دورادو را باز میکند و گردوغبار باقیمانده از جسد پوسیدهی مومیایی را استنشاق میکند. در نتیجه، بدن رومن بهسرعت شروع به جهش میکند .
ناوارو به سر رومن شلیک کرده و او را میکشد. در این لحظه مشخص میشود که ناوارو به رومن خیانت کرده و قصد دارد مادهی جهشزا یا همان Mutagen را که باعث جهش میشود، بهعنوان یک سلاح بیولوژیکی به فروش برساند .
همزمان، مجسمهی طلایی ال دورادو توسط یک هلیکوپتر از محل خارج میشود و باقی مزدوران نیز توسط موجودات جهشیافته مورد حمله قرار میگیرند و کشته میشوند .
نبرد نهایی
در حالی که سالیوان برای دور شدن از مزدوران و موجودات جهشیافته عقبنشینی میکند، نیتن با یک پرش بلند خود را به تور حامل مجسمه میرساند. او بهصورت مخفیانه همراه هلیکوپتر به یک کشتی تانکر در نزدیکی جزیره منتقل میشود .
در ادامه، النا یکی از مزدوران را از هلیکوپتر به بیرون میاندازد و اسلحه را روی سر خلبان میگیرد. هلیکوپتر در نهایت با یک سکوی بارگیری بزرگ روی کشتی برخورد میکند. نیتن خودش را به عرشه میرساند و پس از درگیری با تعداد زیادی از مزدوران، راه خود را باز میکند .
در نهایت، نیتن و ناوارو با یکدیگر روبهرو میشوند. پس از مبارزه، نیتن موفق میشود ناوارو را با مشت شکست دهد و او را از پای دربیاورد. اما زمانی که نیتن تلاش میکند النای زخمی را از لاشهی هلیکوپتر بیرون بکشد، ناوارو دوباره به هوش میآید و اسلحهاش را به سمت آنها میگیرد .
نیتن در آخرین لحظه طنابی را که هلیکوپتر را به مجسمه متصل کرده است، دور پای ناوارو میبندد. سپس بدنهی هلیکوپتر را به سمت اقیانوس هل میدهد. اما این کار باعث میشود مجسمهی طلایی ال دورادو نیز همراه با ناوارو و لاشهی هلیکوپتر به اعماق اقیانوس سقوط کند .

پایان ماجرا
در پایان، النا انگشتر سر فرانسیس دریک را که نیتن پیشتر روی جسد او گذاشته بود، به نیتن پس میدهد. نیتن و النا از جزیره فرار میکنند و در مسیر خروج، با چندین دزد دریایی درگیر میشوند و تعدادی از جعبههای گنج آنها را نیز با خود میبرند .
در هنگام قایقسواری و ترک جزیره، النا به نیتن یادآوری میکند که چون دوربین خود را گم کرده، نیتن هنوز یک ماجراجویی دیگر به او بدهکار است. در حالی که قایق به سمت خورشید حرکت میکند، نیتن به النا اطمینان میدهد که این ماجراجویی را انجام خواهد داد و در انجام چنین کاری فوقالعاده است .
به این ترتیب، داستان اولین قسمت از مجموعهی Uncharted یعنی Uncharted: Drake's Fortune به پایان میرسد .
۵. دشمنان
دشمن | توضیحات |
|---|---|
دزدان دریایی | مزدوران رومن که در سراسر جزیره حضور دارند |
مزدوران ناوارو | نیروهای حرفهایتر که در صومعه و کشتی با آنها روبرو میشوید |
ادی راجا و گروهش | دزدان دریایی تحت رهبری ادی راجا |
موجودات جهشیافته | اسپانیاییهای نفرینشده که به موجوداتی سریع و قدرتمند تبدیل شدهاند |
گابریل رومن | آنتاگونیست اصلی که توسط مومیایی ال دورادو جهش مییابد |
آتوک ناوارو | آنتاگونیست نهایی که قصد فروش مادهی جهشزا را دارد |
۶. تحلیل مفاهیم عمیق داستان
ماجراجویی و کشف
Uncharted: Drake's Fortune در هسته خود، یک داستان ماجراجویی کلاسیک است. نیتن دریک، مانند ایندیانا جونز، به دنبال گنجهای گمشده میرود و در این مسیر با خطرات، خیانت و رازهای باستانی روبرو میشود .
طمع و نفرین
یکی از مهمترین درونمایههای بازی، طمع و نفرین است. مجسمهی ال دورادو، نماد طمع انسان است که به نفرین تبدیل شده. کسانی که به دنبال آن میروند، در نهایت قربانی آن میشوند .
اعتماد و خیانت
اعتماد و خیانت نیز نقش کلیدی در داستان دارند. النا ابتدا فکر میکند سالیوان خیانت کرده، اما در نهایت مشخص میشود که او بیگناه است. از سوی دیگر، ناوارو به رومن خیانت میکند و او را میکشد .
قهرمانی و فداکاری
نیتن در طول بازی بارها جان خود را به خطر میاندازد تا النا و سالیوان را نجات دهد. این فداکاری و قهرمانی، او را به یک قهرمان واقعی تبدیل میکند .
۷.جمعبندی
Uncharted: Drake's Fortune یکی از بهترین و تأثیرگذارترین بازیهای تاریخ صنعت گیم است که با روایتی جذاب، شخصیتپردازی قوی و گیمپلی نفسگیر، استانداردهای جدیدی را برای بازیهای اکشن-ماجراجویی تعیین کرد. این بازی، پایهگذار یکی از محبوبترین فرنچایزهای تاریخ شد و شخصیت نیتن دریک را به یکی از نمادینترین قهرمانان دنیای بازیهای ویدیویی تبدیل کرد .
داستان این بازی، با معرفی گنجهای افسانهای، نفرینهای باستانی و شخصیتهای بهیادماندنی، یکی از بهترین روایتهای این مجموعه را ارائه میدهد. نیتن دریک در این بازی، نه تنها با دشمنان بیرونی میجنگد، بلکه با اهریمن درون خود نیز دستوپنجه نرم میکند و در نهایت، به قهرمانی تبدیل میشود که برای نجات دیگران از هیچ فداکاری دریغ نمیکند .
پیام نهایی: «من یک گنجیاب هستم، نه یک دزد.» نیتن دریک در این بازی، سرانجام میفهمد که هدف واقعی ماجراجوییاش، نه فقط پیدا کردن گنج، بلکه محافظت از کسانی است که دوستشان دارد .
حالا نوبت توئه — کدوم لحظه از داستان بیشتر تو دلت موند؟
کشف تابوت خالی؟ نبرد با موجودات جهشیافته؟ یا شاید لحظهای که نیتن مجسمه را به اعماق اقیانوس انداخت؟
کامنتت رو بذار، دوست دارم بدونم ♥
— «من یک گنجیاب هستم، نه یک دزد.» نیتن دریک در این بازی، سرانجام میفهمد که هدف واقعی ماجراجوییاش، نه فقط پیدا کردن گنج، بلکه محافظت از کسانی است که دوستشان دارد. آیا تو نیز به این باور رسیدهای؟





