۱. مقدمه: خداحافظی با المپ، سلام بر نورس
«پسر، ما در سرزمینی هستیم که خدایانش با تو دشمنی دارند. یادت باشد: از هر کسی که میبینی، ممکن است خطری در کمین باشد.»
— کریتوس به آترئوس
God of War (2018) که در تاریخ ۲۰ آوریل ۲۰۱۸ برای کنسول PlayStation 4 منتشر شد، هشتمین بازی از سری محبوب God of War و یکی از بهترین و تحسینشدهترین بازیهای تاریخ صنعت گیم محسوب میشود. این بازی که توسط استودیو سانتا مونیکا ساخته و توسط سونی اینتراکتیو انترتینمنت منتشر شد، یک بازآفرینی کامل از این فرنچایز است که اساطیر یونان را با اساطیر نورس جایگزین میکند.
داستان این بازی، دنبالهای بر God of War III است و کریتوس را پس از سالها، در حالی که پیرتر و خردمندتر شده، در سرزمینهای یخزده نورس نشان میدهد. او که حالا پدری به نام آترئوس دارد، باید بر خشم خود غلبه کند و پسرش را برای زنده ماندن در دنیایی پر از هیولا و خدا آموزش دهد. نسخه PC این بازی نیز در تاریخ ۱۴ ژانویه ۲۰۲۲ منتشر شد .
دنبالهای برای این بازی با عنوان God of War Ragnarök در تاریخ ۹ نوامبر ۲۰۲۲ منتشر شد .

۲. شناسنامه فنی بازی
مشخصه | توضیحات |
|---|---|
توسعهدهنده | استودیو سانتا مونیکا |
ناشر | سونی اینتراکتیو انترتینمنت |
کارگردان | کوری بارلوگ |
نویسندهها | ریچارد گوبرت، متیو سوفوس، کوری بارلوگ |
آهنگساز | بر مککریری |
پلتفرمها | PlayStation 4، Microsoft Windows |
تاریخ انتشار | ۲۰ آوریل ۲۰۱۸ (PS4) — ۱۴ ژانویه ۲۰۲۲ (PC) |
سبک | اکشن-ماجرایی |
مود | تکنفره |
۳. شخصیتهای اصلی
شخصیت | نقش | توضیحات |
|---|---|---|
کریتوس | قهرمان اصلی | خدای جنگ سابق که حالا در نورس زندگی میکند و پدری مسئول شده است |
آترئوس | پسر کریتوس | پسر کریتوس و فی که پدرش را در سفر همراهی میکند |
فی (Faye) | همسر کریتوس | مادر آترئوس که به دلایل نامعلوم مرده است |
بالدر (Baldur) | آنتاگونیست اصلی | پسر اودین و فریا که رویینتن است |
فریا (Freya) | جادوگر جنگل | الهه ونیر، مادر بالدر و همسر سابق اودین |
میمیر (Mimir) | راهنما | خدای دانش که توسط اودین زندانی شده است |
یورمونگاند (Jörmungandr) | مار جهان | آخرین یوتون که به کریتوس و آترئوس کمک میکند |
ثور (Thor) | آنتاگونیست | خدای رعد و پسر اودین که در پایان بازی ظاهر میشود |
مگنی و مودی | پسران ثور | به بالدر در مبارزه با کریتوس کمک میکنند |
بروک و سیندری | برادران دورف | سازندگان تبر لوایاتن و چکش Mjolnir |
اودین (Odin) | شخصیت منفی نادیده | پدر همگان و پادشاه آسگارد |
۴. داستان کامل
مقدمه: سفری برای خاکستر
چند سال از انتقام کریتوس از خدایان المپنشین میگذرد. کریتوس در آخرین مبارزه با پدرش زئوس زنده ماند و حالا با پسر جوانش آترئوس در دنیای خدایان نورس زندگی میکند، سرزمینی وحشی که پر از هیولاها و جنگجویان مختلف است. کریتوس برای آموزش پسرش و این که چطور در چنین دنیایی زنده بماند، باید بر خشمش غلبه کند .
فی، مادر آترئوس، مرده است و کریتوس و پسرش به خواستهی او قصد دارند خاکستر فی را به بلندترین قله در تمام جهان نورس ببرند .
شکار و اولین نشانهها
کریتوس ابتدا برای ارزیابی میزان آمادگی آترئوس او را به شکار برد. بعد از کمی گشت و گذار و شکار یک گوزن، آنها با یک ترول روبرو شدند. این دو طی مبارزهای با ترول پیروز شدند اما بعد از این نبرد کریتوس پی برد که آترئوس آمادگی لازم برای سفر را ندارد چرا که پسرش قادر به کنترل خشم خود نبود و به بدن آن ترول مدام خنجر میزد، در حالی که او مرده بود .
حمله غریبه
هنگام بازگشت به خانه، غریبهای به طور سرزده به خانهی آنها آمد و کریتوس را طلب کرد. کریتوس وقتی بیرون آمد با فردی روبرو شد که به نظر کریتوس را میشناخت و مدام او را سرزنش میکرد. آنها با هم درگیر شدند و مرد غریبه قدرت شگفتانگیزی از خود نشان داد و همین طور مشخص شد که او دردی را حس نمیکند و یک رویینتن است. در مبارزهای چالشبرانگیز در نهایت کریتوس پیروز شد و با شکستن گردن آن مرد، ظاهراً او را کشت .

سفر آغاز میشود
بعد از این مبارزه کریتوس نظرش در مورد ماندن در خانه عوض شد و سفر خود را همراه با پسرش شروع کرد. در طول مسیر و در پی شکار کردن یک گراز، آنها به یک زن جادوگر مرموز رسیدند. این جادوگر به کریتوس و آترئوس در رسیدن به مقصدشان کمک کرد و آنها را به جهان الفهایم برد، اما خودش وقتی وارد این دنیا شد به دلایل نامعلومی بلافاصله به جهان پیشین کشانده شد .
ملاقات با میمیر
پدر و پسر به مکانی رسیدند که مرد غریبه همراه با دو مرد دیگر در حال سوال کردن از یک زندانی بودند و جایگاه کریتوس را از او طلب میکردند. وقتی کریتوس و پسرش به سوی فرد زندانی رفتند مشخص شد که او میمیر، خدای دانش نورس است که توسط اودین سالها در درختی زندانی شده است. میمیر به آن دو گفت که بلندترین قله در تمام نورس واقع در یوتونهایم است و همچنین هویت مرد غریبه و دو همراه او مشخص شد: مرد غریبه بالدر پسر اودین، و دو همراه او مگنی و مودی، پسران ثور بودند. میمیر که حدود صد سال زندانی بود و توسط اودین شکنجه میشد از کریتوس خواست تا سر او را ببرد. کریتوس نیز قبول کرد و سر او را قطع کرد و برای احیای آن پیش جادوگر رفت .

افشای هویت فریا
زن جادوگر سر میمیر را احیا کرد و میمیر هم با دیدن این زن هویت اصلی او را افشا کرد. او الهه فریا، همسر اودین بود. کریتوس که از این موضوع اطلاع نداشت به خاطر پنهانکاری فریا با عصبانیت خانهی او را ترک کرد .

مار جهان
سپس کریتوس، آترئوس و میمیر به یورمونگاند، مار جهان رسیدند. این مار به زبان مردگان صحبت میکرد و کسی متوجه حرف او نمیشد اما میمیر قادر به ارتباط با او بود. این مار عظیمالجثه از آینده و در زمان رخداد راگناروک آمده بود. او با اشاره به آشنا بودن چهرهی آترئوس قبول کرد تا به آنها کمک کند .

نبرد با پسران ثور
در همین حال پسران ثور در حال جستجوی کریتوس و آترئوس بودند که سرانجام آنها را پیدا کردند. برادر بزرگتر از کریتوس خواست تا تسلیم شود که بعد از رد شدن این درخواست مبارزهای میان آنها شکل گرفت. کریتوس در مبارزهای پر تنش مگنی را شکست داد و به طرز خشنی او را کشت. برادر او یعنی مودی که شاهد این صحنه بود از ترس پا به فرار گذاشت. مودی به خاطر مرگ مگنی توسط پدرش ثور مورد سرزنش قرار گرفت و خود را آمادهی انتقام کرد. او در مکانی کریتوس را غافلگیر کرد و او را زیر فشار الکتریسیته خود قرار داد، مودی که کریتوس را تحت کنترل خود قرار داده بود سعی کرد با حرفهایش پدر و مادر آترئوس را سرزنش و مسخره کند، که این موضوع باعث عصبانیت شدید آترئوس و در نتیجه برافروخته شدن خشم اسپارتان او شد اما عدم توان فیزیکی کافی منجر به از حال رفتن آترئوس شد. بنابراین کریتوس خشم اسپارتان خود را برافروخت و خودش را از زیر فشار مودی خارج کرد .
بیماری آترئوس و راز خدایی
مودی بار دیگر فرار کرده بود و کریتوس با توجه به وضعیت بیمارگونه آترئوس مجبور شد تا از فریا کمک بخواهد. فریا به کریتوس گفت که برای بهبود آترئوس میبایست به هلهایم برود و چیزی را از آنجا بیاورد و کریتوس در آنجا مجبور است از تیغههای آشوب که حامل عنصر آتش است استفاده کند. کریتوس با بازگشت به خانه خود، از زیر کفپوش کلبهاش تیغههای آشوب را بیرون آورد. در این لحظه آتنا ظاهر شده و کریتوس را یک هیولا خطاب کرد، چیزی که کریتوس نیز آن را رد نکرد و رو به آتنا گفت که ممکن است یک هیولا باشد اما دیگر هیولای او نخواهد بود .
کریتوس چیزی که فریا میخواست را از هلهایم برای او آورد. فریا دلیل وضعیت کنونی آترئوس را مربوط به عدم دانستن فطرت واقعیاش و باور فانی بودن او میدانست. در همین حین آترئوس به هوش بود و حرفهای آنها را میشنید، بنابراین کریتوس مجبور شد تا به آترئوس بگوید که او یک خدا است .
مرگ مودی
با روبرو شدن دوباره با مودی، این بار او کشته شد اما نه به دست کریتوس بلکه به دست آترئوس. پسر علیرغم نظر پدرش، مودی را به خاطر مسخره کردن مادرش کشت .
نبرد با بالدر و افشای حقیقت
آنها برای رفتن به یوتونهایم به چشم میمیر احتیاج داشتند، چشمی که یورمونگاند به طور تصادفی آن را خورده بود. در همین هنگام بالدر در مسیر آنها کمین کرده بود و با ضربهای به کریتوس، آترئوس را ربود و با اژدهای خود فرار کرد. کریتوس بلافاصله او را دنبال کرد و روی اژدها پرید، جایی که این دو مبارزهی نفسگیر دیگری را با یکدیگر انجام دادند. درگیری آنها در نهایت به دروازهای کشیده شد که همه را به هلهایم فرستاد. در این مکان کریتوس و آترئوس توهمات بالدر را دیدند که او در حال صحبت کردن با مادرش بود. مادر او در واقع همان فریا بود و بالدر به خاطر طلسمی که مادرش روی او گذاشته و او را تبدیل به یک رویینتن کرده بود خشمگین بود چرا که او هیچ چیزی را در زندگیاش نمیتوانست حس کند .
کریتوس و آترئوس راهی برای بیرون رفتن از هلهایم پیدا کردند و خود را به مار جهان رسانند. آنها با اجازه از او وارد دهانش شدند تا چشم میمیر را در شکم او پیدا کنند. در حالی که آنها در جستجوی شی مورد نظر بودند بالدر متوجه حضور آنها در بدن مار شد و در نتیجه به مار حمله کرد. با بیرون آمدن آنها بار دیگر کریتوس و بالدر مقابل هم قرار گرفتند، جایی که فریا هم حضور داشت و بعد از گذشت سالها دوباره با پسرش روبرو شده بود. فریا سعی کرد جلوی مبارزهی کریتوس و بالدر را بگیرد و آنها را از هم جدا کند. آترئوس در نقطهای از نبرد در میان بالدر و کریتوس قرار گرفت، بالدر ضربهای بسیار محکم را به سینهی او وارد کرد. در کمال ناباوری تیری از جنس گیاه دارواش که همراه آترئوس بود به دست بالدر فرو رفت و او درد را احساس کرد و طلسم رویینتنی او شکسته شد، اتفاقی که فریا نسبت به آن احساس نگرانی کرد و در عوض بالدر از این قضیه شادمان بود .
مرگ بالدر و خشم فریا
طی مبارزهای نهایی بین بالدر و کریتوس، بالدر شکست خورد و کریتوس تصمیم گرفت تا از کشتن او صرف نظر کند. بالدر در این لحظه سعی کرد گلوی فریا را بگیرد و او را خفه کند که کریتوس مانع این اتفاق شد و گردن او را برای بار دوم شکست و این بار بالدر واقعاً مرد. فریا با وجود این که در حال خفه شدن بود اما از این اتفاق به شدت ناراحت شد و کریتوس را نفرین کرد .

آغاز فیمبولوینتر
میمیر بعد از این اتفاق به شروع زودهنگام زمستانی اشاره کرد که سه سال به طول میانجامید. این زمستان قرار بود در سالهای دور اتفاق بیفتد اما ظاهراً مرگ بالدر موجب نزدیک شدن این رویداد شده بود. این زمستان مقدمهای برای رخداد راگناروک بود .
رسیدن به یوتونهایم
حالا کریتوس و آترئوس میتوانستند به یوتونهایم بروند و سرانجام ماموریت نهایی خود را به انجام برسانند. آنها در آنجا با غارنگارههایی روبرو شدند که تمام اتفاقات سفرشان را شرح داده بود. فی از آینده آنها و از تمام این اتفاقات با خبر بود. در یکی از نقشها که مربوط به آینده بود، تصویر آترئوس دیده میشد که بالای سر کریتوس نشسته و چیزی شبیه به مار از دهانش بیرون آمده است .
آترئوس در مورد نقشهای روی دیوار از کریتوس سوال کرد که چرا نام او با عنوان لوکی ذکر شده است و کریتوس در جواب گفت که مادرش تصمیم داشته نام او را لوکی بگذارد اما کریتوس او را متقاعد کرده تا نام آترئوس را برگزیند چرا که آترئوس نام یکی از اسپارتانهای بزرگ و سرزنده بوده است. در نهایت کریتوس و آترئوس خاکستر فی را در قلهی بلند یوتونهایم پخش کردند و ماموریت خود را به پایان رساندند .
پایان و ظهور ثور
بعد از اتمام داستان و بازگشت به خانه، آترئوس خوابی از آینده دید که مردی به خانهی آنها حمله کرده و طوفانی را آنجا ایجاد کرده است. کریتوس و آترئوس از خانه بیرون آمدند و با مردی حامل چکش برقی روبرو شدند که او ثور، برادر بالدر بود که احتمالاً برای انتقام برادر و پسرانش به آنجا آمده بود .

۵. سیستم گیمپلی
تمام کردن داستان بازی God of War (2018) زمانی حدود ۲۵ تا ۳۵ ساعت میطلبد که این رقم بیشتر از نسخههای پیشین است. برای کامل کردن تمام جزئیات بازی حداقل به ۴۵ ساعت زمان نیاز است. این نسخه شامل المانهای نقشآفرینی است و امکان استفاده از سلاحها و آیتمهای مختلف در بازی وجود دارد. ماموریتهای جانبی نیز بخشی از این نسخه هستند .
درجه سختی
بازی شامل چهار درجه سختی است:
درجه سختی | توضیحات |
|---|---|
Give Me A Story | آسانترین حالت برای تجربه داستان |
Give Me A Balanced Experience | حالت متعادل |
Give Me A Challenge | حالت چالشبرانگیز |
Give Me God Of War | سختترین حالت که الگوی ضربات دشمنان نیز تغییر میکند |
دوربین و کارگردانی
دوربین بازی نسبت به نسخههای پیشین به شخصیت اصلی نزدیکتر شده است و دید کمتری از صحنه مبارزه را در اختیار بازیکن قرار میدهد. تمام داستان بازی در یک شات به نمایش داده میشود و صفحات بارگذاری در میان بازی وجود ندارند .
محیط و مبارزات
محیط پیرامون یکی از عوامل تأثیرگذار در مبارزات هستند و بازیکن انتخابهای متنوعی در این مورد خواهد داشت. حرکت پرش از بازی حذف شده است. همچنین قابلیت شنا کردن از بازی حذف شده و سفرهای دریایی به وسیله قایق صورت میگیرد. حدود ۲۵ درصد از گیمپلی بازی به سفر دریایی اختصاص دارد .
نقش آترئوس
بازیکن با استفاده از دکمههایی میتواند از قابلیتهای آترئوس در مبارزه استفاده کند که این موضوع در روند مبارزه کاملاً تأثیرگذار خواهد بود. آترئوس به وسیله تیر و کمان و با دکمه مربع به دشمنان شلیک میکند که این عمل باعث گیج شدن آنها میشود. آترئوس همچنین در مواقعی کریتوس را از حملههای دشمنان آگاه میکند .
خشم اسپارتان
خشم اسپارتان قابلیتی است که زمانی کریتوس به اندازه کافی عصبانی شود توسط بازیکن فعال میشود و قدرت و سرعت او را افزایش میدهد .
سیستم ساخت و ساز
به مانند نسخههای قبل امکان ارتقای سلاحها و زرهها برای کریتوس و همین طور آترئوس وجود دارد. یک سیستم Crafting یا ساخت و ساز نیز در بازی وجود دارد که امکان ساخت ابزارهای جدید برای مبارزات را فراهم میکند .
نیو گیم پلاس
بازی طی یک بروزرسانی حالت نیو گیم پلاس را دریافت کرد. این حالت به بازیکنان اجازه میدهد که بعد از اتمام بازی با تجهیزات و منابع به دست آمده دوباره بازی را با درجهی سختی مورد نظر خود شروع کنند .
۶. سلاحها و تجهیزات
سلاح | توضیحات |
|---|---|
تبر لوایاتن (Leviathan) | تبری که جای تیغههای آشوب را گرفته و سلاح اصلی کریتوس است. توسط برادران دورف، بروک و سیندری ساخته شده است |
مشتهای کریتوس | زمانی که او مسلح نیست در مبارزات مورد استفاده قرار میگیرد |
سپر نگهبان | سپری دایرهای شکل که قابلیت جمعشوندگی دارد و برای دفاع در مقابل تیرها و ضربات ترکیبی استفاده میشود |
کمان تالون | سلاحی که آترئوس حمل میکند و از دور کریتوس را حمایت میکند |
تیغههای آشوب | در میانههای بازی، کریتوس به کلبهی خود بازمیگردد و از زیر کفپوش مخفی خانه سلاح قدیمی خود را بیرون میآورد. او مجبور است برای رفتن به هلهایم از تیغههای آشوب استفاده کند که بر خلاف تبرش دارای عنصر آتش است |
۷. دشمنان
دشمن | توضیحات |
|---|---|
دراگر (Draugr) | دشمنانی متداول در جهان نورس که گونههای مختلفی دارند |
هلواکر (Helwalker) | دشمنان انساننما با رنگهای آبی و سفید که در هلهایم حضور دارند و نسبت به تبر لوایاتن مقاوم هستند |
ترول | موجودات بزرگی که ستونی بزرگ را به عنوان اسلحه حمل میکنند |
اژدها | موجودات بزرگ و قدرتمند از ساکنان میدگارد |
گرگها | گرگهایی غولآسا که در مالکیت Revenantها قرار دارند |
غول (Ogre) | گونهای نیرومند و سفت و سخت که در سراسر جهان نورس حضور دارند |
روننت (Revenant) | موجوداتی مرموز که در مه قرار دارند و به احضار دشمنان میپردازند |
پارینهها (Ancients) | گولمهایی دارای قدرتهای عنصری از جمله آتش، یخ، سنگ و درخت |
۸. دانستنیهای جالب
این اولین بازی God of War است که اساطیر یونان جای خود را به اساطیر نورس داده است .
این عنوان اولین بازی است که دو شخصیت قابل بازی وجود دارد و آترئوس به عنوان شخصیت دوم کریتوس را همراهی میکند .
کریتوس همراه با پسرش دیده میشود که این به معنی ازدواج دوباره کریتوس است. با این حال به مانند همسر اول او، مادر آترئوس مرده است .
با تأیید سونی، صداگذاری کریتوس توسط Christopher Judge انجام شده است. پیش از این تمام صداگذاری نسخهها با TC Carson بوده است .
در زمان ساخت بازی تصمیم بر این بوده تا بازی God of War پیرامون اساطیر مصر یا اساطیر نورس باشد که کوری بارلوگ دومی را برگزیده است .
۹. تحلیل مفاهیم عمیق داستان
پدری و رستگاری
یکی از مهمترین درونمایههای بازی، پدری و رستگاری است. کریتوس که در نسخههای پیشین یک انتقامجوی خشمگین بود، حالا باید پدری مسئول باشد و به پسرش یاد بدهد که چگونه بر خشم خود غلبه کند. این سفر، کریتوس را به سفری درونی برای رستگاری میکشاند .
خشم و کنترل
خشم همچنان یکی از محورهای اصلی شخصیت کریتوس است، اما این بار او باید به پسرش یاد بدهد که چگونه آن را کنترل کند. آترئوس در طول بازی با خشم خود دستوپنجه نرم میکند و در نهایت، یاد میگیرد که چگونه آن را مهار کند .
اسطوره و سرنوشت
بازی به خوبی نشان میدهد که سرنوشت و اسطوره چگونه در هم تنیده شدهاند. فی از آینده آترئوس (لوکی) و نقش او در راگناروک آگاه بود و این حقیقت، بار سنگینی بر دوش کریتوس و آترئوس میگذارد .
فداکاری و از دست دادن
فریا، مادر بالدر، به خاطر محافظت از پسرش، طلسمی روی او گذاشت که او را رویینتن کرد، اما این طلسم باعث شد بالدر نتواند هیچ حسی را تجربه کند. این فداکاری، در نهایت به نفرت بالدر از مادرش و مرگ او منجر شد .
۱۰. جمعبندی
God of War (2018) یکی از بهترین و تأثیرگذارترین بازیهای تاریخ صنعت گیم است که با روایتی عمیق، شخصیتپردازی قوی و گیمپلی نفسگیر، استانداردهای جدیدی را تعیین کرد. این بازی، کریتوس را از یک انتقامجوی خشمگین به یک پدر مسئول و خردمند تبدیل میکند و او را در سفری برای رستگاری و محافظت از پسرش قرار میدهد .
داستان این بازی، با معرفی اساطیر نورس، شخصیتهای جدید و مفاهیم عمیق مانند پدری، فداکاری و سرنوشت، یکی از بهترین روایتهای این مجموعه را ارائه میدهد. کریتوس در این بازی، نه تنها با دشمنان بیرونی میجنگد، بلکه با اهریمن درون خود نیز دستوپنجه نرم میکند و در نهایت، به آرامشی میرسد که سالها در جستجوی آن بود .
پیام نهایی: «پسر، ما در سرزمینی هستیم که خدایانش با تو دشمنی دارند. اما به یاد داشته باش: تو تنها نیستی.» کریتوس در این بازی، سرانجام میفهمد که هدف واقعی زندگیاش، محافظت از پسرش و ساختن آیندهای بهتر برای اوست .
حالا نوبت توئه — کدوم لحظه از داستان بیشتر تو دلت موند؟
نبرد با بالدر؟ مرگ بالدر و خشم فریا؟ یا شاید لحظهای که آترئوس فهمید یک خداست؟
کامنتت رو بذار، دوست دارم بدونم ♥
— «پسر، ما در سرزمینی هستیم که خدایانش با تو دشمنی دارند. اما به یاد داشته باش: تو تنها نیستی.» کریتوس در این بازی، سرانجام میفهمد که هدف واقعی زندگیاش، محافظت از پسرش است. آیا تو نیز به این باور رسیدهای؟





