1.مقدمه: فتح انگلستان در عصر وایکینگها
«سرنوشت را نمیتوان تغییر داد، اما میتوان آن را به تأخیر انداخت.»
— ایوور وارینسداتر
Assassin's Creed Valhalla که در سال ۲۰۲۰ منتشر شد، یکی از جاهطلبانهترین و از نظر مقیاس بزرگترین بازیهای این مجموعه محسوب میشود. این بازی داستان خود را در قرن نهم میلادی، در دوران اوج حملات وایکینگها به انگلستان، روایت میکند و با اساطیر نورس، تاریخ انگلستان و اسرار تمدن اول پیوند میخورد.
داستان بازی حول محور ایوور وارینسداتر، یک جنگجوی وایکینگ از قبیله ریون، روایت میشود که پس از کشته شدن پدرش، به دنبال انتقام است و در نهایت به انگلستان میرود تا برای قبیله خود سرزمینی جدید پیدا کند. در این سفر، او با شخصیتهای تاریخی، موجودات اسطورهای و اسرار تمدن اول روبرو میشود.
۲. شخصیتهای اصلی
شخصیتهای تاریخی و اصلی
شخصیت | نقش | توضیحات |
|---|---|---|
ایوور وارینسداتر | قهرمان اصلی | جنگجوی وایکینگ از قبیله ریون، معروف به «گرگ-بوسیده» |
سیگورد | برادرخوانده ایوور | پسر پادشاه استیربیورن، رهبر قبیله ریون |
بسیم | متحد/آنتاگونیست | هیدن وان (اساسین) که در واقع تناسخ لوکی است |
هیثم | متحد | هیدن وان که به ایوور کمک میکند |
پادشاه استیربیورن | پدرخوانده ایوور | پادشاه قبیله ریون در نروژ |
کیوتوه کرول | آنتاگونیست اولیه | جنگجوی سرکش که پدر ایوور را میکشد |
فولکه | آنتاگونیست ثانویه | عضو فرقه باستانیان که سیگورد را اسیر میکند |
پادشاه آلفرد | آنتاگونیست اصلی | پادشاه وسکس و استاد بزرگ فرقه باستانیان |
شخصیتهای اسطورهای
شخصیت | نقش |
|---|---|
اودین | خدای خرد و جنگ، که ایوور تناسخ اوست |
لوکی | خدای حیلهگری، که بسیم تناسخ اوست |
تیر | خدای جنگ، که سیگورد تناسخ اوست |
فنریر | گرگ غولپیکر، پسر لوکی |
شخصیتهای زمان حال
شخصیت | نقش |
|---|---|
لیلا حسن | قهرمان زمان حال که خاطرات ایوور را بازسازی میکند |
شان هیستینگز | متحد اساسینها |
ربکا کرین | متحد اساسینها |
بسیم | پس از فرار از معبد، به زمان حال میآید |
ریدر (Reader) | موجودیتی مرموز که احتمالاً دزموند مایلز است |
۳. بخش اول: زمان حال — کشف سیگنال مرموز
یک سال پس از حوادث آتلانتیس (در بازی Odyssey)، میدان مغناطیسی زمین دچار یک تغییر افزایشی غیرقابل توضیح میشود که باعث ایجاد اختلال در ارتباطات ماهوارهای جهان و تأثیرات منفی بر محیط زیست میگردد.
اساسینها یک سیگنال مرموز را دریافت میکنند که آنها را به سمت مختصاتی در انگلستان هدایت میکند. لیلا حسن، شان هیستینگز و ربکا کرین برای تحقیق به آنجا میروند و بقایای مرتبط به یک مهاجم وایکینگ را از قبر بیرون میآورند.
لیلا که تحت نفوذ عصای هرمس در مرگ ویکتوریا بیبو نقش داشت و خود را گناهکار میپنداشت، وارد Animus میشود تا خاطرات این مهاجم را مشاهده کند.
۴. بخش دوم: نروژ — تولد یک جنگجو
ضیافت در نروژ
در قرن نهم و در نروژ، ضیافتی توسط پادشاه استیربیورن از قبیله ریون برگزار میشد. در همین مقطع، ایوور (که بسته به انتخاب بازیکن میتواند مرد یا زن باشد) شاهد غارت شدن خاستگاهش توسط یک جنگسالار وایکینگ سرکش به نام کیوتوه کرول است.
وارین، پدر ایوور، در قبال امنیت مردمش خود را تسلیم میکند و سنت وایکینگها در مرگ شرافتمندانه در نبرد را زیر پا میگذارد. کیوتوه اقدام به کشتن وارین میکند و سپس روستا را قتلعام میکند.
لحظه تراژیک: ایوور توسط سیگورد، پسر استیربیورن، نجات پیدا میکند. اما در هنگام فرار، او از اسب میافتد و توسط گرگی زخمی میشود که همین موضوع برای او لقب «گرگ-بوسیده» را به ارمغان میآورد.
بزرگ شدن ایوور
ایوور تحت سرپرستی استیربیورن قرار میگیرد و بزرگ میشود. هفده سال بعد، او در تعقیب کیوتوه است تا انتقام خودش را بگیرد، با این حال تلاشهای او و همراهانش موفقیتآمیز نیست، اگرچه آنها موفق به بازیابی تبر پدر ایوور میشوند.
رویاهای اودین
ایوور در هنگام لمس کردن این تبر، یک تصور روشن از اودین را تجربه میکند. او که کنجکاو در مورد این اتفاق شده است، در این باره با یک عارف محلی به نام والکا مشورت میکند. والکا تصور دیگری را به ایوور القا میکند که نشان میداد سیگورد و ایوور با یک گرگ غولپیکر روبرو شدهاند و سیگورد بازوی خود را از دست میدهد.
پیشگویی والکا: والکا این تصور را این گونه تفسیر میکند که ایوور سرانجام روزی به سیگورد خیانت خواهد کرد، که البته او این موضوع را باور نداشت.
۵. بخش سوم: انتقام ایوور و مرگ کیوتوه
پادشاه استیربیورن، پدرخوانده ایوور، او را برای پافشاری در شکار کردن کیوتوه سرزنش میکرد، چرا که این موضوع را عاملی برای ایجاد یک جنگ میدانست که قبیلهی او شانسی در پیروزی آن نداشت.
بازگشت سیگورد
مدتی بعد، سیگورد پس از یک سفر دوساله به خانه بازگشت. او با خودش ثروتی آورده بود و همین طور دو هیدن وان (اساسین) به نام بسیم و هیثم همراه او به نروژ آمده بودند. سیگورد یک تیغه پنهان (Hidden Blade) را به ایوور هدیه داد، تیغهای که آن را از بسیم و هیثم دریافت کرده بود.
لشکرکشی علیه کیوتوه
سیگورد یک لشکرکشی را به منظور پایین کشیدن کیوتوه شروع میکند. ایوور و سیگورد بعد از بازپسگیری یک دهکده از نیروهای کیوتوه، با شاه هارالد دیدار میکنند، کسی که به آنها پیشنهاد پشتیبانی در حذف کیوتوه را میدهد.
سیگورد با نیروهای تقویتی هارالد، حملهای را به سنگر کیوتوه انجام میدهد. بسیم و هیثم به ایوور میگویند که آنها برای کشتن کیوتوه به نروژ آمدهاند، با این حال آنها قبول میکنند تا ایوور این کار را انجام دهد. به این ترتیب، ایوور در یک رویارویی با کیوتوه، موفق به کشتن او میشود و قلعهاش را تصاحب میکند.
۶. بخش چهارم: مهاجرت به انگلستان و تأسیس ریونستروپ
اتحاد قبایل نروژ
پس از این پیروزی، ایوور، سیگورد و استیربیورن برای گردآوری یک قبیله به قلمروی هارالد میروند. در آنجا هارالد اعلام میکند که هدفش متحد کردن تمام قبایل نروژ زیر یک پادشاهی متحد با حکمرانی خودش است.
استیربیورن در این مورد با هارالد بیعت میکند، اما این موضوع باعث خشم سیگورد میشود. سیگورد و ایوور به همراه تمام وفاداران خود در قبیله ریون تصمیم میگیرند تا نروژ را به مقصد انگلستان ترک کنند تا قلمروی خودشان را بدون سلطهی هارالد داشته باشند.
تأسیس ریونستروپ
ایوور، سیگورد و قبیله ریون در یک کمپ وایکینگ متروکه در مرسیا مستقر میشوند و این مکان را ریونستروپ (Ravensthorpe) نامگذاری میکنند.
۷. بخش پنجم: اتحاد با پادشاهیهای انگلستان
آنها به منظور امن کردن جایگاه خود، تصمیم میگیرند تا به قبایل محلی وایکینگ و پادشاهیهای ساکسون متحد شوند. از این رو، ایوور با متحدانی چون هالفدان و اوبا راگنارسون، گوترم جارل، و کولولف ارتباط پیدا میکند.
معرفی فرقه باستانیان
در همین حین، هیثم به ایوور اطلاع میدهد که فرقه باستانیان (Order of the Ancients) که دشمن دیرینه هیدن وانها است، در انگلستان حاضر است و از ایوور خواسته میشود تا برای از بین بردن عاملان این فرقه کمک کند. در این میان، فردی ناشناس که با نام مستعار «سرباز بینوای پیروی مسیح» فعالیت میکند، به ایوور کمکرسانی میکند.
۸. بخش ششم: رویاهای اودین و اسرار ایسو
ایوور تصورهای دیگری از اودین مشاهده میکند که در آن اودین سعی داشت مرگ مقدر شدهی خود ناشی از راگناروک را دفع کند.
داستان اودین و لوکی
پس از آنکه لوکی بر خلاف قوانین اودین در مورد گرگها صاحب فرزندی به نام فنریر شد، اودین به یوتونهایم سفر کرد تا یک شهد جادویی را به دست آورد تا به واسطهی آن روحش زنده بماند و بعد از راگناروک تناسخ پیدا کند. همچنین آسیرهای دیگر از جمله ثور، تیر، و فریا نیز از این شهد اسرارآمیز نوشیدند، اما لوکی از نوشیدن آن منع شد.
نکته کلیدی: با این حال، لوکی بدون اینکه آسیرها بفهمند از دستور اودین سرپیچی میکند و بقای خود را تامین میکند. این موضوع در نهایت به تناسخهای مختلف منجر میشود: ایوور تناسخ اودین، سیگورد تناسخ تیر، و بسیم تناسخ لوکی است.
۹. بخش هفتم: اسارت سیگورد و نبرد با فولکه
کشف سنگ حماسه
مدتی بعد، سیگورد و بسیم یک سازه ایسو به نام سنگ حماسه را کشف میکنند و این ذهنیت در سیگورد شکل میگیرد که او از نوادگان خدایان است.
اسارت سیگورد
سیگورد توسط فردی به نام فولکه که وابسته به فرقه باستانیان و در خدمت پادشاه آلفرد است، اسیر میشود. این فرد باور داشت که سیگورد یک ایسو یا از نسل آن است.
ایوور و بسیم اقدام به ردگیری فولکه میکنند و قادر به کشتن او میشوند، اما قبل از آن، فولکه با شکنجه کردن و قطع عضو کردن سیگورد باعث میشود تا سیگورد دچار آسیب روحی و از دست دادن دست راستش شود.
۱۰. بخش هشتم: بازگشت به نروژ و رویارویی با بسیم
سیگورد که همچنان باور داشت یک خدا است، تصمیم میگیرد تا به همراه ایوور به نروژ بازگردد. در آنجا، سیگورد یک معبد ایسو پنهان را کشف میکند که حامل یک سیستم کامپیوتری پیشرفته است.
ورود به والهالا
هر دوی ایوور و سیگورد خودشان را به این کامپیوتر متصل میکنند و به والهالا منتقل میشوند، جایی که آنها میتوانستند از نبرد بیانتها در این بهشت لذت ببرند. با این حال، ایوور خیلی زود متوجه میشود که مکانی که آنها در آن هستند یک شبیهساز مجازی است و از این رو آنها سعی میکنند از آن خارج شوند.
تصورهایی ایوور از اودین نمیگذاشت تا ایوور از این فضا خارج شود، اما او سرانجام پس از شکست دادن اودین، موفق میشود به همراه سیگورد فرار کند.
افشای هویت واقعی
آنها سپس با بسیم روبرو میشوند و او افشا میکند که ایوور، سیگورد و خودش به ترتیب تناسخهایی از اودین، تیر و لوکی هستند. بسیم برای گرفتن انتقام بدرفتاری اودین با پسرش فنریر، اقدام به حمله به ایوور میکند.
لحظه نهایی: ایوور و سیگورد موفق میشوند تا بسیم را در کامپیوتر معبد گرفتار کنند. سیگورد با پی بردن به حماقت اقدامات خودش، از رهبری قبیله ریون کناره میگیرد تا ایوور این قبیله را هدایت کند.
در انتهای این بخش، سیگورد بر اساس انتخابهایی که ایوور در سراسر بازی داشته، تصمیم خواهد گرفت که در نروژ باقی بماند یا به همراه ایوور به انگلستان بازگردد.
۱۱. بخش نهم: نبرد چیپنهام و شکست آلفرد
در انگلستان، ایوور و متحدانش به حمله گوترم علیه وسکس پیوستند. این نیروهای متحد با وجود تلفات سنگین، موفق به شکست آلفرد در نبرد چیپنهام شدند و او را مجبور به فرار کردند.
کشف هویت واقعی آلفرد
بعدها، ایوور به ردگیری آلفرد پرداخت و او را در روستای آتلنی یافت که به عنوان یک روستایی زندگی میکرد. او پی برد که آلفرد نه تنها استاد بزرگ فرقه باستانیان نبوده، بلکه همان «سرباز بینوای پیروی مسیح» نیز بوده است.
دیالوگ کلیدی آلفرد: «من از ارتداد آشکار فرقه علیه مسیحیت بیزار بودم. هدف من نابود کردن این فرقه از درون بود تا یک فرقه جدید خداپسندانه را جایگزین آن کنم.»
با نابود شدن این فرقه، آلفرد برنامه داشت تا یک فرقه جدید خداپسندانه را جایگزین آن کند. ایوور در انتها به عنوان یک قهرمان به ریونستروپ بازگشت.
۱۲. بخش دهم: زمان حال — فداکاری لیلا و ظهور بسیم
نبش قبر ایوور
در زمان حال، لیلا حسن، شان هیستینگز و ربکا کرین در آمریکای شمالی اقدام به نبش قبر جسد ایوور میکنند تا جوابی برای تقویت شدن مرموز میدان مغناطیسی زمین پیدا کنند. آنها با مشاهده خاطرات ایوور، قادر به شناسایی منشأ این مشکل در یک معبد ایسو میشوند، معبدی که در آن بسیم توسط ایوور شکست خورده بود.
سفر لیلا به معبد
لیلا به این معبد سفر میکند و در آنجا مجبور میشود از عصای هرمس برای محافظت از خود در برابر تشعشات مرگبار این معبد استفاده کند. او در داخل معبد به کامپیوتر موجود در آنجا متصل میشود و سپس با بسیم روبرو میشود، کسی که برای هزاران سال در این کامپیوتر به دام افتاده بود.
بسیم به او نشان میدهد که چطور میدان مغناطیسی را تنظیم کند، اما سپس با ربودن عصای هرمس از این معبد فرار میکند.
فداکاری لیلا
لیلا که حالا در معبد گرفتار شده بود، توسط یک ریدر (Reader) — که به طور ضمنی اشاره شده همان دزموند مایلز است — فرا خوانده میشود. لیلا با او توافق میکند تا در یافتن راهی برای جلوگیری از انقراض اجتنابناپذیر بشریت همکاری کند.
ظهور بسیم در زمان حال
در همین زمان، بسیم به دیدار شان و ربکا میرود و از آنها میخواهد تا یک ملاقات را با ویلیام مایلز داشته باشد. وقتی شان و ربکا برای آوردن ویلیام محل را ترک میکنند، بسیم وارد Animus میشود تا از تمام اسرار ایوور مطلع شود و بفهمد که سرنوشت فرزندان خودش چه شده است.
۱۳. تحلیل مفاهیم عمیق داستان
تناسخ و سرنوشت
یکی از مهمترین درونمایههای بازی، تناسخ و سرنوشت است. ایوور، سیگورد و بسیم به ترتیب تناسخ اودین، تیر و لوکی هستند. این موضوع نشان میدهد که سرنوشت انسانها ممکن است تکرار تاریخ باستانی باشد، اما آنها میتوانند با انتخابهای خود، مسیر جدیدی را رقم بزنند.
تقابل ایمان و اساطیر
بازی به خوبی نشان میدهد که چگونه مسیحیت در حال جایگزینی اساطیر نورس در انگلستان است. آلفرد به عنوان یک پادشاه مسیحی، به دنبال نابودی فرقه باستانیان و ایجاد یک فرقه جدید بر اساس ایمان مسیحی است.
میراث تمدن اول
مانند سایر بازیهای مجموعه، Valhalla نیز به اسرار تمدن اول (ایسو) میپردازد. معبد ایسو و شبیهساز والهالا نشان میدهند که چگونه خدایان اساطیر نورس در واقع اعضای پیشرفته تمدن اول بودهاند.
فداکاری و رستگاری
لیلا حسن در این بازی با فداکاری خود، راه را برای نجات بشریت هموار میکند. او با پذیرفتن نقش خود به عنوان نگهبان عصای هرمس، به دنبال راهی برای جلوگیری از انقراض بشریت است.
۱4. جمعبندی
Assassin's Creed Valhalla یکی از بزرگترین و جاهطلبانهترین بازیهای این مجموعه است که با ترکیب تاریخ وایکینگها، اساطیر نورس و اسرار تمدن اول، تجربهای بینظیر را ارائه میدهد. داستان ایوور، از یک جنگجوی انتقامجو تا رهبر یک قبیله و تناسخ یک خدا، یکی از بهترین روایتهای این مجموعه است.
ایوور در طول سفر خود، نه تنها با دشمنان بیرونی میجنگد، بلکه با سرنوشت خود و میراث باستانیاش نیز روبرو میشود. او در نهایت میفهمد که سرنوشت را نمیتوان تغییر داد، اما میتوان آن را به تأخیر انداخت و مسیر جدیدی را انتخاب کرد.
حالا نوبت توئه — کدوم لحظه از داستان بیشتر تو دلت موند؟
مرگ وارین و انتقام ایوور؟ رویارویی با اودین در والهالا؟ یا شاید لحظهای که بسیم هویت واقعی خود را فاش کرد؟
کامنتت رو بذار، دوست دارم بدونم ♥
«سرنوشت را نمیتوان تغییر داد، اما میتوان آن را به تأخیر انداخت.» ایوور پس از سالها مبارزه، فهمید که قدرت واقعی در انتخاب مسیر خود است، حتی در برابر سرنوشت. آیا تو نیز به این باور رسیدهای؟





