داستان کامل Assassin’s Creed Origins | برادری در دل مصر باستان
مقاله

داستان کامل Assassin’s Creed Origins | برادری در دل مصر باستان

سهیل علیزاده — ۱۴۰۵/۶/۸
۱۴ دقیقه مطالعه

Assassin's Creed Origins که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد، یک نقطه عطف بزرگ در تاریخ این مجموعه محسوب می‌شود. این بازی برای اولین بار به ریشه‌های واقعی اخوان‌المسلمین می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه اولین اساسین‌ها در مصر باستان شکل گرفتند.

0.0 از ۵ (۰ امتیاز)

1. مقدمه: بازگشت به ریشه‌ها

«ما در تاریکی قدم می‌زنیم تا به روشنایی فردا امید بیشتری ببخشیم.»
— بایک از سیوا

Assassin's Creed Origins که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد، یک نقطه عطف بزرگ در تاریخ این مجموعه محسوب می‌شود. این بازی برای اولین بار به ریشه‌های واقعی اخوان‌المسلمین می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه اولین اساسین‌ها در مصر باستان شکل گرفتند.

داستان کامل Assassin’s Creed Origins بازی در سال‌های ۴۹ تا ۴۳ قبل از میلاد، در دوران پایانی حکومت بطلمیوسی در مصر، جریان دارد و با شخصیت‌های تاریخی مهمی مانند کلئوپاترا، ژولیوس سزار و پومپی پیوند می‌خورد. قهرمان اصلی، بایک از سیوا، یک مدجای (محافظ) است که پس از یک تراژدی شخصی، به شکار اعضای یک سازمان مرموز به نام «محفل باستانیان» (Order of the Ancients) می‌پردازد و در نهایت، بنیان‌گذار اخوان‌المسلمین می‌شود.

۲. شخصیت‌های اصلی

شخصیت‌های تاریخی و اصلی

شخصیت

نقش

توضیحات

بایک از سیوا

قهرمان اصلی

مدجای مصری که پس از مرگ پسرش، به شکار محفل باستانیان می‌پردازد

آیا (Amunet)

همسر بایک

یک جنگجوی قدرتمند که بعدها به عنوان Amunet شناخته می‌شود

خمو

پسر بایک و آیا

در ابتدای بازی توسط بایک به طور تصادفی کشته می‌شود

کلئوپاترا

شخصیت تاریخی

آخرین فرعون مصر که با بایک همکاری می‌کند

ژولیوس سزار

شخصیت تاریخی

ژنرال رومی که به کلئوپاترا کمک می‌کند

فلاویوس متلوس

آنتاگونیست اصلی

رهبر واقعی محفل باستانیان، ملقب به شیر (Lion)

لوکیوس سپتیمیوس

آنتاگونیست ثانویه

عضو محفل، ملقب به شغال (Jackal)

شخصیت‌های زمان حال

شخصیت

نقش

لیلا حسن

قهرمان زمان حال، محقق Abstergo

دینا

همکار لیلا که در جریان حمله کشته می‌شود

ویلیام مایلز

مرشد اساسین‌ها که لیلا را پیدا می‌کند

۳. بخش اول: زمان حال — لیلا حسن و کشف مقبره

لیلا حسن، یک محقق تاریخی از شرکت بزرگ Abstergo، در جستجوی یک دست‌سازه باستانی در مصر است. او و همکارش دینا، یک مقبره مخفی با دو مومیایی از اساسین‌های باستانی به نام بایک و آیا پیدا می‌کنند.

لیلا تصمیم می‌گیرد علیرغم مخالفت دینا و بدون اطلاع به مافوقش، از DNA مومیایی‌ها برای سفر به داخل Animus استفاده کند، به این امید که دست‌سازه را پیدا کرده و به بخش Animus در Abstergo ملحق شود.

۴. بخش دوم: سال ۴۹ قبل از میلاد — تراژدی در سیوا

داستان تاریخی در سال ۴۹ قبل از میلاد، در آبادی سیوا در مصر آغاز می‌شود. بایک، یک مدجای (محافظ) و مسئول محافظت از سیوا، همراه با پسرش خمو، توسط پنج مرد نقاب‌دار دزدیده می‌شود و به مقبره‌ای در معبد آمون برده می‌شود.

مردان نقاب‌دار به بایک یک سیب عدن (Apple of Eden) می‌دهند و از او می‌خواهند که از آن برای باز کردن یک مقبره مخفی استفاده کند. خمو و بایک در تلاش برای فرار هستند که در درگیری با یکی از مردان نقاب‌دار، بایک به طور تصادفی خنجر را در سینه پسرش فرو می‌کند و او را می‌کشد.

لحظه تراژیک: مرگ خمو، نقطه عطف داستان بایک است. او از این پس، زندگی خود را وقف انتقام مرگ پسرش می‌کند.

۵. بخش سوم: سال ۴۸ قبل از میلاد — شکار مردان نقاب‌دار

یک سال بعد، در سال ۴۸ قبل از میلاد، بایک خود را از سیوا تبعید کرده تا پنج مرد نقاب‌دار را ردیابی کند و انتقام مرگ پسرش را بگیرد.

ترور رودجک (حواصیل — Heron)

بایک اولین مرد، رودجک ملقب به حواصیل (Heron)، را پیدا کرده و او را می‌کشد.

ترور مدونامون (اکراس — Ibis)

بعد از مرگ رودجک، بایک پی می‌برد که کشیش سیوا، مدونامون ملقب به اکراس (Ibis)، دست به شکنجه اهالی سیوا زده تا برای باز کردن همان مقبره مخفی اطلاعات پیدا کند. بایک او را نیز می‌کشد.

سفر به اسکندریه و ملاقات با آیا

بایک به شهر اسکندریه سفر می‌کند و همسرش آیا را ملاقات می‌کند که مشغول ردیابی یکی دیگر از مردان نقاب‌دار است. آیا به او می‌گوید که دو نفر از مردان نقاب‌دار ملقب به کرکس (Vulture) و قوچ (Ram) را کشته است، و بنابراین فقط یکی از آن پنج نفر، ملقب به مار (Snake)، باقی می‌ماند.

آیا همچنین می‌گوید که از افراد قدرتمندی مثل آپولودوروس و کلئوپاترا برای افشای هویت Snake که در واقع کاتب سلطنتی است، کمک گرفته است.

ترور یودوروس (مار — Snake)

آیا اولین تیغه پنهان (Hidden Blade) را به بایک می‌دهد. بایک، یودوروس ملقب به مار (Snake) را تا یک حمام عمومی دنبال کرده و او را با تیغه پنهان می‌کشد، اما وقتی انگشت انگشتری دست چپ خود نیز قطع می‌شود، به وجود ایرادی کوچک در طراحی آن پی می‌برد.

نکته مهم: این اولین بار در تاریخ مجموعه است که استفاده از تیغه پنهان و قطع انگشت نشان داده می‌شود. بعدها این عمل به یک سنت در میان اساسین‌ها تبدیل شد.

۶. بخش چهارم: ملاقات با کلئوپاترا و کشف محفل باستانیان

بایک فکر می‌کند مأموریتش به پایان رسیده، اما یودوروس با آخرین حرف‌هایش به او می‌گوید که افراد دیگری هم هستند. بایک تصمیم می‌گیرد با آپولودوروس و کلئوپاترا ملاقات کند.

کلئوپاترا به او می‌گوید که پنج مرد نقاب‌دار اعضای محفلی به نام «محفل باستانیان» (Order of the Ancients) هستند که او را از تاج و تخت برکنار کرده‌اند و به دنبال کنترل کل مصر با استفاده از بطلمیوس به عنوان دست‌نشانده خود هستند.

او چهار عضو بعدی محفل را معرفی می‌کند:

  • سوسک (Scarab)

  • کفتار (Hyena)

  • سوسمار (Lizard)

  • کروکودیل (Crocodile)

نکته مهم: یودوروس در واقع ملقب به اسب آبی (Hippo) بوده و از مار برای اشاره به کل محفل استفاده می‌شده است.

بایک می‌پذیرد که مدجای کلئوپاترا شود و سفر خود برای کشتن این چهار نفر را شروع می‌کند. آیا نیز به ملاقات ژنرال بزرگ رومی، پومپی، می‌رود تا او را قانع کند که برای پس گرفتن مصر به کلئوپاترا کمک کند.

۷. بخش پنجم: شکار چهار عضو محفل

۱. سوسک (Scarab) — تاهارکا

بایک به منطقه Letopolis سفر می‌کند و با تاهارکا، ملقب به سوسک، روبرو می‌شود. او یک فرمانده نظامی فاسد است که مردم را به بردگی می‌گیرد. بایک او را می‌کشد.

۲. کفتار (Hyena) — خالیشت

بایک به صحرای سفید سفر می‌کند و با خالیشت، ملقب به کفتار، روبرو می‌شود. او یک کاهنه است که به دنبال جاودانگی است و مردم را قربانی می‌کند. بایک او را می‌کشد.

۳. سوسمار (Lizard) — تتی

بایک به منطقه ممفیس سفر می‌کند و با تتی، ملقب به سوسمار، روبرو می‌شود. او یک کاهن فاسد است که مردم را با سم مسموم می‌کند. بایک او را می‌کشد.

۴. کروکودیل (Crocodile) — برنیس

بایک به منطقه فایوم سفر می‌کند و با برنیس، ملقب به کروکودیل، روبرو می‌شود. او یک زن قدرتمند است که مردم را به تمساح‌ها می‌اندازد. بایک او را می‌کشد.

۸. بخش ششم: جنگ داخلی مصر و خیانت کلئوپاترا

کشف دو عضو جدید

بایک نامه‌ای از آیا دریافت می‌کند که می‌گوید دو عضو دیگر محفل تحت عنوان عقرب (Scorpion) و شغال (Jackal) وجود دارند که اعضای گارد سلطنتی بطلمیوس بوده و احتمالاً مسئول مرگ خمو بوده‌اند.

بایک که اکنون هدف‌های بیشتری برای کشتن دارد، با این ترس مواجه می‌شود که نکند از او به عنوان وسیله‌ای برای از بین بردن دشمنان کلئوپاترا استفاده شود.

ورود ژولیوس سزار

بایک پی می‌برد که لوکیوس سپتیمیوس همان شغال (Jackal) است و او را ردیابی می‌کند، اما دیر می‌رسد و سپتیمیوس، پومپی را می‌کشد.

کلئوپاترا که چاره دیگری ندارد، از بایک و آیا می‌خواهد که به او کمک کنند مخفیانه وارد قصر شده و با ژولیوس سزار ملاقات کند. او سزار را تحت تأثیر قرار داده و حمایت او را جلب می‌کند.

مرگ بطلمیوس و پوتینوس

بایک موفق می‌شود پوتینوس ملقب به عقرب (Scorpion) را بکشد، اما هنگام کشتن سپتیمیوس، سزار جلویش را می‌گیرد و آیا نیز خورده شدن بطلمیوس در حال فرار از رود نیل توسط کروکودیل‌ها را تماشا می‌کند.

۹. بخش هفتم: تولد The Hidden Ones — اولین اساسین‌ها

پس از پایان جنگ داخلی، کلئوپاترا به سلطنت رسیده و فرعون مصر می‌شود. سپتیمیوس مشاور سزار شده و کلئوپاترا ارتباطش با بایک و آیا را قطع می‌کند.

بایک و حامیانش پی می‌برند که کلئوپاترا و سزار با محفل متحد شده‌اند. بایک که از اشتباهش در حمایت از کلئوپاترا پشیمان است، برای مقابله با محفل و دفاع از آزادی مردم، تمامی دوستان و حامیانش را جمع می‌کند و انجمنی تشکیل می‌دهد که اعضای آن خود را «پنهان‌شدگان» (The Hidden Ones) خطاب می‌کنند.

دیالوگ کلیدی بایک: «ما دیگر فقط مدجای نیستیم. ما کسانی هستیم که در سایه می‌جنگیم تا مردم آزاد باشند. ما پنهان‌شدگانیم.»

۱۰. بخش هشتم: نبرد نهایی با فلاویوس و سپتیمیوس

کشف هویت رهبر محفل

بایک و آیا علاقه شدید محفل به مقبره اسکندر را به یاد می‌آورند و برای بررسی به آنجا سفر می‌کنند. در آنجا آپولودوروس را پیدا می‌کنند که به شدت زخمی شده و به آنها هشدار می‌دهد که معاون سزار، فلاویوس متلوس ملقب به شیر (Lion)، رهبر حقیقی محفل است.

او و سپتیمیوس، عصای عدن (Staff of Eden) متعلق به اسکندر و سیب عدن (Apple of Eden) را از مقبره برداشته و در راه بازگشت به مقبره مخفی در سیوا بودند.

نبرد در سیرن

بایک رد فلاویوس را در شهر سیرن پیدا می‌کند که در آنجا از سیب عدن برای کنترل مردم استفاده می‌کند. بایک او را می‌کشد و مردم را آزاد می‌کند.

مرگ سزار و سپتیمیوس

از سوی دیگر، آیا که مارکوس ژونیوس بروتوس و گایوس کاسیوس لونگینوس را جذب انجمن کرده، با آنها به رم سفر می‌کند و سزار و سپتیمیوس را می‌کشد.

با شکست محفل، آیا به کلئوپاترا هشدار می‌دهد که فقط به حکمرانی بپردازد وگرنه او نیز شمشیر آیا را خواهد چشید.

۱۱. بخش نهم: جدایی بایک و آیا — تولد نماد برادری

بایک و آیا بار دیگر با هم ملاقات می‌کنند و به این نتیجه می‌رسند که با مرگ پسرشان و خون زیادی که برای انتقام او ریخته‌اند، بهتر است که راهشان را از هم جدا کنند.

آن‌ها تصمیم می‌گیرند بنیان اخوان‌المسلمین را محکم کرده و مخفیانه برای حفاظت از دنیای اطرافشان مبارزه کنند.

لحظه نمادین: هنگام جدایی، بایک گردنبند جمجمه عقاب متعلق به خمو را دور می‌اندازد، اما آیا آن را برمی‌دارد و متوجه ردّی که جمجمه روی شن‌ها بر جا می‌گذارد، می‌شود که نماد انجمن جدید آنهاست — نماد جمجمه عقاب که بعدها به نماد اصلی اساسین‌ها تبدیل می‌شود.

۱۲. بخش دهم: زمان حال — پیوستن لیلا به اساسین‌ها

در دنیای واقعی، لیلا از Animus بیدار می‌شود و مرشد فعلی اخوان‌المسلمین، ویلیام مایلز (پدر دزموند) را می‌بیند که مشغول تماشای اوست و به او پیشنهاد می‌دهد به اساسین‌ها ملحق شود.

لیلا می‌پذیرد که با آنها کار کند، اما قبول نمی‌کند که یک اساسین شود، و آن دو به مقصد اسکندریه حرکت می‌کنند.

۱۳. بخش یازدهم: دی‌ال‌سی The Hidden Ones — چهار سال بعد

سال ۴۴ قبل از میلاد

چهار سال از داستان اصلی گذشته و بایک به جایی سفر می‌کند که تاهیرا، رهبر شاخه محلی پنهان‌شدگان، از او درخواست کمک کرده است. تاهیرا باور دارد که کمک به شورشیان محلی علیه ارتش رومی باعث لو رفتن آنها شده است.

بایک سه ستوان ارتش رومی را برای بیرون کشیدن یک ژنرال می‌کشد، اما از پی بردن به اینکه محفل همچنان فعال است، آشفته می‌شود.

دستگیری و نجات بایک

رومی‌ها مقابله می‌کنند؛ آنها پایگاه پنهان‌شدگان را از بین می‌برند، تاهیرا را می‌کشند، بایک را دستگیر می‌کنند و به صلیب می‌کشند. اما او توسط آیا که اکنون خود را Amunet می‌نامد، نجات داده می‌شود.

همکاری بایک و Amunet

Amunet به بایک می‌گوید که کار او انجمن را به خطر انداخته و ممکن است آنها را لو دهد. وقتی ژنرال روفیو می‌رسد، بایک و Amunet برای کشتن او همکاری می‌کنند و پی می‌برند که محفل باستانیان بازسازی شده و در سراسر امپراتوری فعال است.

بایک در سکوت مشغول بازسازی و گسترش پنهان‌شدگان می‌شود.

۱۴. بخش دوازدهم: دی‌ال‌سی The Curse of the Pharaohs — نفرین فراعنه

درخواست کمک از Amunet

Amunet بار دیگر با بایک تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد که در شهر تبس به دنبال یک قطعه عدن دیگر بگردد. این منطقه توسط مردگان متحرک تسخیر شده است و بایک پی می‌برد که دو جسم باستانی از مقبره‌های اطراف دزدیده شده‌اند.

نفرین کاهنه آمون

بایک باور دارد که این اجسام می‌توانند قدرتی شبیه قدرت فلاویوس اعطا کنند. او بالاخره اجسام را پیدا می‌کند و تلاش می‌کند که آنها را به آرامگاهشان برگرداند، اما متوجه می‌شود که مقبره‌ها در دره پادشاهان هتک حرمت شده‌اند.

او پی می‌برد که قطعه عدن حقیقی توسط کاهنه آمون مورد استفاده قرار گرفته که شهر تبس را به خاطر مرگ مادرش نفرین کرده است. بایک او را پیدا کرده و می‌کشد، و قطعه عدن را به دوستش می‌دهد تا آن را در جایی پنهان کند که هرگز پیدا نشود.

۱۵. تحلیل مفاهیم عمیق داستان

تولد یک ایدئولوژی: از انتقام تا آرمان

سفر بایک از یک پدر سوگوار که به دنبال انتقام است، به بنیان‌گذار یک جنبش جهانی، یکی از بهترین روایت‌های رشد شخصیت در تاریخ بازی‌های ویدیویی است. او در طول سفر خود، از یک هدف شخصی (انتقام مرگ خمو) به یک هدف آرمانی (مبارزه با ظلم و دفاع از آزادی) می‌رسد.

نقش کلئوپاترا: از متحد تا دشمن

کلئوپاترا در ابتدا به عنوان یک متحد به بایک کمک می‌کند، اما پس از به قدرت رسیدن، به محفل می‌پیوندد و به بایک خیانت می‌کند. این نشان می‌دهد که قدرت می‌تواند افراد را تغییر دهد و حتی بهترین متحدان نیز ممکن است به دشمن تبدیل شوند.

نمادشناسی جمجمه عقاب

جمجمه عقاب که توسط خمو به گردن داشت و بعدها به نماد اساسین‌ها تبدیل شد، یکی از مهم‌ترین عناصر نمادین بازی است. این نماد نشان‌دهنده پیوند بین مرگ (جمجمه) و آزادی (عقاب) است.

پیوند با تاریخ واقعی

بازی با شخصیت‌های تاریخی مانند کلئوپاترا، ژولیوس سزار و پومپی، و رویدادهایی مانند جنگ داخلی مصر و ترور سزار، داستانی را روایت می‌کند که با تاریخ واقعی پیوند دارد و به آن عمق می‌بخشد.

۱۶. جمع‌بندی

Assassin's Creed Origins یک نقطه عطف بزرگ در تاریخ این مجموعه است که برای اولین بار به ریشه‌های واقعی اخوان‌المسلمین می‌پردازد. این بازی با روایتی عمیق و احساسی از یک پدر سوگوار که به بنیان‌گذار یک جنبش جهانی تبدیل می‌شود، یکی از بهترین داستان‌های این مجموعه را ارائه می‌دهد.

بایک از سیوا، از یک مدجای ساده به یک رهبر تبدیل می‌شود که ایدئولوژی‌ای را پایه‌گذاری می‌کند که هزاران سال بعد، همچنان ادامه دارد. او با فداکاری و از خودگذشتگی، راهی را باز می‌کند که اساسین‌های آینده مانند آلتایر، اتزیو و کانر در آن گام خواهند گذاشت؛ بایک در پایان سفر خود به آن می‌رسد و پایه‌گذار یک برادری می‌شود که برای همیشه در تاریخ باقی خواهد ماند.

حالا نوبت توئه — کدوم لحظه از داستان بیشتر تو دلت موند؟
مرگ خمو و تراژدی بایک؟ تولد پنهان‌شدگان و ایجاد نماد جمجمه عقاب؟ یا شاید جدایی بایک و آیا در پایان؟

کامنتت رو بذار، دوست دارم بدونم ♥

«ما در تاریکی قدم می‌زنیم تا به روشنایی فردا امید بیشتری ببخشیم.» بایک از سیوا پس از سال‌ها مبارزه، فهمید که هدفی بزرگ‌تر از انتقام شخصی وجود دارد. آیا تو نیز به این باور رسیده‌ای؟

سوالات متداول

۱. آیا Assassin's Creed Origins اولین بازی از نظر زمانی در مجموعه است؟

خیر، از نظر داستانی، Origins دومین قسمت قدیمی بازی است: ازنظر تاریخی (۴۹ قبل از میلاد) و تولد یکی از اولین اساسین‌ها را روایت می‌کند.

۲. رابطه بایک و آیا چیست؟

آن‌ها همسر یکدیگر هستند. پس از مرگ پسرشان، هر دو به شکار محفل می‌پردازند و در نهایت، بنیان‌گذاران اخوان‌المسلمین می‌شوند.

۳. چرا انگشت بایک هنگام استفاده از تیغه پنهان قطع می‌شود؟

در طراحی اولیه تیغه پنهان، یک ایراد وجود داشت که باعث می‌شد انگشت انگشتری قطع شود. بعدها این ایراد برطرف شد، اما قطع انگشت به یک سنت در میان اساسین‌ها تبدیل شد.

۴. آیا کلئوپاترا در بازی یک شخصیت مثبت است؟

کلئوپاترا در ابتدا به عنوان یک متحد ظاهر می‌شود، اما پس از به قدرت رسیدن، به بایک خیانت می‌کند و با محفل متحد می‌شود. او یک شخصیت خاکستری است.

۵. محفل باستانیان چه ارتباطی با تمپلارها دارد؟

محفل باستانیان (Order of the Ancients) پیش‌درآمد تمپلارها است. آن‌ها ایدئولوژی مشابهی دارند و بعدها به شوالیه‌های معبد تبدیل می‌شوند.

۶. آیا بایک در پایان بازی می‌میرد؟

خیر، بایک در پایان بازی زنده می‌ماند و به عنوان بنیان‌گذار پنهان‌شدگان، به مبارزه خود ادامه می‌دهد.

۷. نقش لیلا حسن در داستان چیست؟

لیلا قهرمان زمان حال است که خاطرات بایک را از طریق Animus بازسازی می‌کند. او در نهایت به اساسین‌ها می‌پیوندد و نقش مهمی در داستان‌های بعدی مجموعه ایفا می‌کند.

نظرها (۰)

هنوز نظری ثبت نشده است.

    محتوای مرتبط